ساخت امن ترین خودروی جاده ای از مزدا

[ad_1]

مزدا امن‌ترین خودروهای جاده‌ای را تولید می‌کند

 

 

 

یکی از مهم‌ترین عوامل در تصمیم‌گیری خریداران خودرو، ایمنی است. در سال ۲۰۱۷، تمامی محصولات مزدا، بالاترین امتیاز ایمنی را از مؤسسه بیمه و ایمنی بزرگراه‌های آمریکا به دست آورده‌اند.

 

 

هرکسی هنگام خرید ماشین جدید، معیارهای خاص خود را دارد. برای بسیاری از افراد، اولین و مهم‌ترین چیز ایمنی خودرو است، و به همین علت خریداران باید مدت بیشتری در نمایشگاه‌های خودرو جستجو کنند تا خودروهای ایمن‌تری پیدا کنند.

 

 

در سال‌های اخیر شرکت‌های خودروساز ملاحظات ایمنی بیشتری را رعایت می‌کنند. از کیسه هوا گرفته تا سیستم‌های ترمز، همگی به دنبال ایمنی بیشتر برای سرنشینان خودرو هستند. مؤسسه بیمه ایمنی بزرگراه یکی از نهادهایی است که خودروها را از نظر ایمنی رتبه‌بندی می‌کند.

طبق نظر مؤسسه بیمه و ایمنی بزرگراه‌های آمریکا ، نتایج تست‌ها نشان می‌دهند که این شرکت، تنها خودروساز کاملی است که می‌تواند ادعا کند ایمن‌ترین برند جهان است. حتی ولوو با شهرت جهانی برای ایمنی خودروهایش، امسال رتبه پلاس خود را برای S90 و XC90 جدید از دست داد (و هنوز هم وی‌ ۹۰ این شرکت آزمایش نشده است).

مزدا ایمن‌ترین خودروساز

 

شاهکار مزدا برای یک رتبه پلاس دیگر برای CX-5 است که در پنج سال گذشته به بالاترین رتبه‌های ایمنی رسیده است. این کراس‌اوور با ترمز اضطراری در سرعت پائین و چراغ‌های LED استاندارد ارائه می‌شود؛ اما برای آینده، نیاز به سیستم جلوگیری از تصادف با سرعت بالا و سیستم تغییر خودکار نور چراغ‌ها دارد.

سیستم تغییر خودکار نور چراغ‌ها، سیستمی است که در شب به‌طور خودکار نور بالا و نور پایین چراغ‌ها را برای راننده تغییر می‌دهد.

مزدا ایمن‌ترین خودروساز

CX-3 کوچک‌تر و CX-9 بزرگ‌تر هر دو بالاترین رتبه را به دست آوردند؛ همان‌طور که مزدا ۳ (سدان و هاچ‌بک) و مزدا ۶ نیز به چنین رتبه‌هایی دست پیدا کردند. این رتبه‌بندی تنها شامل میاتا MX-5 نمی‌شود؛ چرا که این مؤسسه ماشین‌های ورزشی کوچک را رتبه‌بندی نمی‌کند.

 

منبع: carscoops / بروزخبر

http://www.brozkhabar.ir

[ad_2]

لینک منبع

ال جی جی ۶ و ویژگی‌های نمایشگر FullVision

[ad_1]

نگاهی به ویژگی‌های نمایشگر FullVision ال جی جی ۶

 

 

 

جی ۶ پرچم‌دار امسال ال‌جی، نسبت تصویر و قابلیت‌های جدیدی را به دنیای گوشی‌های هوشمند آورده است که در این مطلب بیشتر به آن‌ها خواهیم پرداخت.

 

 

ال‌جی یکی از بازیگران قابل‌ احترام و نترس دنیای گوشی‌های هوشمند به شمار می‌رود؛ به طوری که نام پرچمداران این شرکت همیشه در بین اولین‌ها به چشم می‌خورد. پرچمدار سال ۲۰۱۷ این کمپانی کره‌ای در کنگره‌ی جهانی موبایل امسال در بارسلون اسپانیا رونمایی شد؛ ال‌جی جی ۶ به واسطه‌ی استفاده از نسبت تصویر جدید ۱۸:۹ یا همان ۲:۱ طراحی کاملا متفاوتی نسبت به پرچمداران گذشته‌ی ال‌جی و رقبا دارد. استفاده از این نسبت تصویر و حاشیه‌های اندک در جی ۶ باعث شده تا در دست گرفتن گوشی ساده‌تر از نمونه‌های رایج بازار باشد. با ما همراه باشید تا نگاهی به ویژگی‌های نمایشگر استفاده شده در جی ۶ و تفاوت‌های آن با نمونه‌های رایج بازار داشته باشیم.

نمایشگر جی ۶ که ال‌جی نام FullVision را برای آن انتخاب کرده، قطعا یکی از بارزترین ویژگی‌های این پرچمدار به شمار می‌رود. پنل ۵.۷ اینچی استفاده شده در جی ۶ از نوع IPS LCD بوده و رزولوشن ۲۸۸۰ در ۱۴۴۰ را ارایه می‌دهد. رزولوشن این نمایشگر، تراکم پیکسلی ۵۶۴ پیکسل بر اینچ را برای جی ۶ به ارمغان می‌آورد که عددی کاملا مناسب برای نمایشگر یک پرچمدار محسوب می‌شود.

گوشی‌های بالارده‌ی ال‌جی همیشه ویژگی جدیدی را با خود به همراه داشته‌اند از طراحی ماژولار جی ۵ گرفته تا استفاده از نمایشگر دوم در سری V این شرکت همه و همه نشان از فعال بودن بخش تحقیق و توسعه‌ی این غول کره‌ای دارند. به عقیده‌ی بسیاری از کارشناسان، دوران نمایشگرهایی با نسبت تصویر ۱۸:۹ وارد فاز جدید شده‌ است و به زودی چنین نمایشگرهایی را در پرچمداران غیر کره‌ای نیز خواهیم دید.

جی ۶ ال جی

نوآوری‌های نمایشگر جی ۶ به نسبت تصویر و بهره‌مندی از قابلیت‌های dolby vision و HDR10 خلاصه نمی‌شود؛ مهندسین ‌ال‌جی گوشه‌های نمایشگر جی ۶ را نیز گرد طراحی کرده‌اند. این اقدام ال‌جی علاوه بر زیباتر کردن گوشی به استحکام بیشتر نمایشگر در هنگام برخورد آن با زمین نیز کمک می‌کند؛ کنار گذاشتن گوشه‌های تیز و استفاده از گوشه‌های منحنی شکل، تمرکز نیرو بر یک نقطه را از بین خواهد برد. یکی دیگر از محاسن استفاده از گوشه‌های گرد در نمایشگر، کاهش لمس‌های اشتباه در هنگام برداشتن گوشی از کناره‌ها و کار با یک دست است.

نسبت کنتراست ۲۰۵۳ نمایشگر جی ۶ یکی از بالاترین مقادیر در بین پنل‌های LCD به شمار می‌رود. نمایشگر G6 زیر تابش مستقیم نور خورشید چیزی از رقبا کم نداشته و روشنایی آن در حالت دستی و خودکار به ۴۶۸ و ۵۶۴ نیت می‌رسد. ال‌جی‌ همچنین قابلیت Always-on Display را برای نمایش ساعت در جی ۶ تعبیه کرده است؛ کاربر به کمک این قابلیت قادر به مشاهده‌ی ساعت بدون روشن کردن نمایشگر است. کمترین روشنایی نمایشگر حدوداً ۴ نیت بوده و استفاده از آن در محیط‌های کم نور اذیت‌کننده نخواهد بود. همچنین به لطف قابلیت «Comfort mode» نور آبی نمایشگر تا حد زیادی کاهش پیدا می‌کند از این رو خستگی چشم در استفاده‌ی شبانه از گوشی کمتر می‌شود؛ این قابلیت به صورت دستی و از بخش تنظیمات سریع در دسترس است.

نسبت تصویر ۱۸:۹

ال‌جی در پرچمدار جدید خود نسبت تصویر رایج ۱۶:۹ را کنار گذاشته و نسبت تصویر متفاوت ۱۸:۹ را برگزیده است؛ دیدن چنین نمایشگرهای عریضی در دنیای سینما، مانیتورها و تلویزیون‌ها چندان عجیب نیست. با وجود افزایش ارتفاع و کاهش عرض نسبت به نمایشگرهای مرسوم، ابعاد کلی دستگاه نسبت به پرچمدار سال گذشته ال‌جی کاهش یافته است؛ عرض و ارتفاع گوشی نسبت به جی ۵ که نمایشگری ۵.۳ اینچی داشت کمی کاهش یافته است. همانطور که احتمالا می‌دانید از قطر نمایشگر برای معرفی ابعاد آن استفاده می‌شود؛ بیشترین مساحت نمایشگرها با قطر یکسان، زمانی به دست خواهد آمد که نمایشگر مربعی شکل باشد در نتیجه مساحت نمایشگر ۵.۷ اینچی جی ۶ نسبت به نمونه‌های ۱۶:۹ رایج کمی کمتر است. نمایشگر ۵.۷ اینچی جی ۶ مساحتی معادل نمایشگرهای ۵.۵ اینچی رایج دارد و عرض آن با نمونه‌های ۵.۲ اینچی با نسبت تصویر ۱۶:۹ یکسان است. شایان ذکر است مساحت نمایشگر ۵.۷ اینچی استفاده شده در جی ۶ ال‌جی ۸۶.۵ سانتی‌متر مربع است؛ نمایشگرهایی با نسبت تصویر مرسوم ۱۶:۹ مساحتی معادل ۹۰.۷ سانتی‌متر مربع را در اختیار کاربر می‌گذارند.

نمایشگر جی ۶

در صنعت سینما به چنین فرمتی از تصویر Univisium گفته می‌شود و بسیاری از کارشناسان چنین نسبت تصویری را آینده‌ی سینما می‌دانند. با این که بیشتر ویدئوها و محتوای موجود با نسبت تصویر ۱۶:۹ سازگار هستند؛ ولی تلاش برای ساخت محتوا برای نسبت تصویر ۱۸:۹ روز به روز در حال افزایش است. بخشی از محتوای موجود در نت‌فلیکس مانند سریال‌های خانه پوشالی (House of Cards) و چیزهای عجیب (Stranger Things) با نسبت تصویر ۲:۱ سازگاری کامل دارند. ال‌جی برای رهایی از نوار مشکی نمایش داده شده در حین تماشای ویدئوها، قابلیت‌ نرم‌افزاری خاصی تعبیه کرده است.

تغییر نسبت تصویر جی 6

به لطف تطابق اپلیکیشن‌های اندروید با ابعاد مختلف نمایشگرها، مشکل عمده‌ای از نظر سازگاری و تجربه‌ی کاربری وجود نخواهد داشت؛ اما احتمال بروز برخی ناسازگاری‌ها همچنان وجود دارد. ال‌جی با اضافه کردن «App scaling» تا حد زیادی مشکل تطابق ابعاد اپلیکیشن‌ها را حل کرده است. در این بخش سه نسبت تصویر (Compatibility (۱۶:۹)، Standard (۱۶.۷:۹ و (Full Screen (۱۸:۹ برای اپلیکیشن‌های دانلود شده در دسترس است.

کراپ تصویر ۱۸:۹

استفاده از نمایشگر عریض و با نسبت ۱۸:۹ تجربه لذت‌بخشی از وب‌گردی به کاربر ارائه خواهد داد. کاربر با چنین نسبت تصویری قادر به ایجاد پنجره‌هایی هم اندازه و با ابعاد مناسب برای استفاده از قابلیت اسپلیت اسکرین خواهد بود. نمایش محتوای بیشتر در کنار کاهش تعداد اسکرول‌ها از دیگر مزیت‌های چنین نمایشگری محسوب می‌شوند.

دالبی ویژن و HDR10

همانطور که در بررسی گوشی ال‌جی جی ۶ ذکر کردیم، نمایشگر جی ۶ یکی از نقاط قوت این پرچمدار محسوب می‌شود. متون و تصاویر نمایش داده شده در نمایشگر جی ۶ کاملا پویا و دقیق هستند و خبری از اشباع رنگ در آن نیست. رنگ‌های نمایش داده شده با تغییر زاویه نسبت به نمایشگر، افت نکرده و طراوت خود را حفظ می‌کنند. ال‌جی علاقه‌ی خاصی به اولین بودن در ارائه استانداردهای جدید در گوشی‌های هوشمند دارد؛ ال‌جی جی ۶ اولین گوشی هوشمندی است که از هر دو استاندارد بهبود تصویر دالبی‌ویژن و HDR10 پشتیبانی می‌کند. محتوای سازگار با این استانداردها روز به روز در حال افزایش بوده و طبق اعلام ال‌جی، این شرکت با نت‌فلیکس و آمازون برای آوردن این محتوا به اپ‌های موبایل در حال همکاری است. نت‌فلیکس ماه گذشته‌ی میلادی پشتیبانی خود از محتوای سازگار با فرمت‌های دالبی‌ویژن و HDR10 در گوشی‌های هوشمند را رسانه‌ای کرد.

دالبی ویژن HDR

شاید استفاده از این استاندارد در گوشی‌های موبایل به اندازه‌ی دیدن محتوای دالبی‌ویژن و اچ‌دی‌آر در تلویزیون‌های بزرگ لذت بخش نباشد ولی با مشاهده‌ی ویدئو‌های سازگار با این استانداردها در جی ۶ به نمایش بهتر رنگ‌ها و جزئیات بیشتر ‌آن‌ها پی خواهید برد. نکته‌ی جالب و البته مثبت در مورد جی ۶ پشتیبانی از هر دو استاندارد مطرح HDR10 و دالبی‌ویژن است به طوری که محتوای پشتیبانی شده توسط هر یک از این استانداردها تکمیل‌کننده‌ی یکدیگر هستند؛ به بیان دیگر به دلیل پشتیبانی سرویس‌های مختلف از هر دو یا یکی از این استانداردها، دست شما برای پیدا کردن محتوای مورد نظرتان بازتر است.

دالبی ویژن و HDR

نمایشگر ال‌جی ۶ به واسطه‌ی پشتیبانی از دالبی ویژن قادر به نمایش ۶۸ میلیارد رنگ (۱۲ بیت) است. شایان ذکر است قابلیت HDR نمایش رنگ را به ۱۰ بیت یا ۱ میلیارد رنگ محدود می‌کند. بد نیست بدانید که عملکرد دالبی ویژن (یا HDR) تنها در هنگام مشاهده‌ی محتوای انکود شده‌‌‌ی مخصوص آن‌ قابل مشاهده است. هنگامی که فرد به مشاهده‌ی محتوای پشتیبانی شده از این استانداردها اقدام می‌کند به کمک پردازش متادیتای محتوا، نور پس‌زمینه‌ی گوشی به نحوی کنترل می‌شود که بهترین رنگ‌ها، کنتراست و ایده‌آل‌ترین هایلایت‌ها نمایش داده شوند.

بسیاری از کارشناسان نتایج استاندارد دالبی‌ویژن را نسبت به HDR10 بهتر می‌دانند. دالبی‌ویژن متادیتا را به صورت فریم به فریم بررسی می‌کند؛ از این رو نمایش بهترین خروجی در آن دور از ذهن نیست. صرف‌نظر از این که کدام استاندارد برتر است، شما بهتر و بهترین را در نمایش تصاویر روشن‌تر و رنگ‌های طبیعی‌تر در اختیار خواهید داشت. یکی دیگر از تفاوت‌های این دو استاندارد تفاوت کنترل نور پس‌زمینه‌ در آن‌ها است؛ استاندارد دالبی به دلیل کنترل دینامیکی نور پس‌زمینه نسبت به HDR10 از نظر مصرف انرژی بهینه‌تر است. با این حال به دلیل فعال بودن این قابلیت‌ها در نمایش ویدئو، تفاوت چندانی در مصرف کلی دستگاه مشاهده نخواهد شد. در هنگام مشاهده‌ی محتوای دالبی ویژن، مصرف جی ۶ تقریبا ۱۵ درصد کمتر از زمانی است که کاربر ویدئویی با دامنه‌ی دینامیکی استاندارد در آن می‌بیند.

شاید با خرید دستگاه‌های پشتیبانی‌کننده از دالبی‌ویژن یا HDR10 با دریایی از محتوا روبرو نباشیم؛ اما دنیای سینما و سیاست‌های ارائه‌دهندگان محتوا به سمتی سوق پیدا کرده است که در آینده شاهد تعداد بیشتری از این نوع محتوا خواهیم بود.

 

منبع: زومیت / بروزخبر

http://www.brozkhabar.ir

[ad_2]

لینک منبع

اکسپریا ایکس زد پریمیوم سونی – بروزخبر

[ad_1]

بررسی اکسپریا ایکس زد پریمیوم؛ گوشی پرچم‌دار سونی که با قابلیت‌های خاصی همچون نمایشگر ۴K و فیلم‌برداری با نرخ ۹۶۰ فریم بر ثانیه، رقبای خود را به چالش می‌کشد.

سونی اوایل سال جاری میلادی و در کنگره‌ی جهانی موبایل در شهر بارسلونا از گوشی هوشمند اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم رونمایی کرد. این محصول قرار است نقش پرچم‌دار سونی را در سال ۲۰۱۷ ایفا کند و رقیبی سرسخت برای محصولاتی چون گلکسی اس ۸، جی ۶، یو ۱۱ و آیفون ۷ (۷ پلاس) باشد.

پرچم‌دار جدید سرزمین آفتاب تابان، هر آنچه می‌توان از محصولی بالارده انتظار داشت، در بطن خود دارد؛ از مهم‌ترین قابلیت‌های محصول بالارده‌ی جدید سونی می‌توان به مواردی همچون نمایشگر ۵.۵ اینچی HDR با رزولوشن ۴K، پردازنده‌ی فوق‌العاده قدرتمند اسنپدراگون ۸۳۵ با پشتیبانی از اینترنت گیگابیتی، دوربین ۱۹ مگاپیکسلی با قابلیت فیلم‌برداری با نرخ ۹۶۰ بر ثانیه و ظاهری جذاب اشاره کرد. اما آیا ویژگی‌های یادشده می‌توانند کاربران را نسبت به خرید گوشی اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم ترغیب کنند؟ برای یافتن پاسخ این سؤال و سؤالات مشابه، بررسی کامل زومیت را از این گوشی هوشمند از دست ندهید.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

گوشی هوشمند Xperia XZ Premium توسط دفتر سونی در ایران برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفته است.

در ابتدا بهتر است پیش از شروع بررسی، به مشخصات فنی اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم نگاهی داشته باشیم. سونی مطابق معمول، پرچم‌دار جدید خود را با قدرتمند‌ترین تراشه‌ی حال حاضر کوالکام روانه‌ی بازار کرده است. ایکس‌زد پریمیوم از پردازنده‌ی اسنپدراگون ۸۳۵، نمایشگر ۵.۵ اینچی ۴K و ۴ گیگابایت رم بهره می‌برد.

اکسپریا XZsاکسپریا XZاکسپریا XZ پریمیوماکسپریا Z5 پریمیوم
نمایشگر۵٫۲ inches, IPS LCD, ۱۰۸۰ x 1920 pixels۵٫۲ inches, IPS LCD, ۱۰۸۰ x 1920 pixels۵٫۵ inches, IPS LCD, ۳۸۴۰ x 2160 pixels۵٫۵ inches, IPS LCD, ۳۸۴۰ x 2160 pixels
پردازندهQualcomm MSM8996 Snapdragon 820, Quad-core (2×2.15 GHz Kryo & 2×1.6 GHz Kryo)Qualcomm MSM8996 Snapdragon 820, Quad-core (2×2.15 GHz Kryo & 2×1.6 GHz Kryo)Qualcomm MSM8998 Snapdragon 835, Octa-core (4×2.45 GHz Kryo & 4×1.9 GHz Kryo)Qualcomm MSM8994 Snapdragon 810, Octa-core (4×1.5 GHz Cortex-A53 & 4×2.0 GHz Cortex-A57)
حافظه‌ی ذخیره‌سازی۳۲/۶۴ GB۳۲/۶۴ GB۶۴ GB۳۲ GB
حافظه‌ی رم۴ GB۳ GB۴ GB۳ GB
سیستم‌عاملAndroid OS, v7.1 (Nougat)Android OS, v6.0.1, upgradable to v7.0 (Nougat)Android OS, v7.1 (Nougat)Android OS, v5.1.1, upgradable to v7.0 (Nougat)
دوربین اصلی۱۹MP, 1/2.3” Exmor RS, OIS, phase detection and laser autofocus, 960fps slow motion capture, Anti-distortion shutter, 4K video recording۲۳ MP, f/2.0, 24mm, EIS (gyro), phase detection and laser autofocus, LED flash۱۹MP, 1/2.3” Exmor RS, OIS, phase detection and laser autofocus, 960fps slow motion capture, Anti-distortion shutter, 4K video recording۲۳ MP, f/2.0, 24mm, phase detection autofocus, LED flash
دوربین سلفی۱۳ MP, f/2.0, 22mm۱۳ MP, f/2.0, 22mm۱۳ MP, f/2.0, 22mm۵٫۱ MP, f/2.4
سیم‌کارتDual SIM (Nano-SIM, dual stand-by)Dual SIM (Nano-SIM, dual stand-by)Dual SIM (Nano-SIM, dual stand-by)Nano-SIM
باتری۲۹۰۰ mAh۲۹۰۰ mAh۳۲۳۰ mAh۳۴۳۰ mAh
ابعاد۱۴۶ x 72 x 8.1 mm۱۴۶ x 72 x 8.1 mm۱۵۶ x 77 x 7.9 mm۱۵۴٫۴ x 75.8 x 7.8 mm
وزن۱۶۱ g۱۶۱ g۱۹۵ g۱۸۰ g
سنسورFingerprint (side-mounted), accelerometer, gyro, proximity, barometer, compass, color spectrumFingerprint (side-mounted), accelerometer, gyro, proximity, barometer, compass, color spectrumFingerprint (side-mounted, region dependent), accelerometer, gyro, proximity, barometer, compass, color spectrumFingerprint (side-mounted), accelerometer, gyro, proximity, compass, barometer
قیمت۶۹۹$۵۸۸$۷۹۹$۹۶۹$

طراحی

در شرایطی که در سال جاری تعدادی از شرکت‌ها در زبان طراحی پرچم‌داران خود تجدید نظر کرده و حاشیه‌های نمایشگر را باریک‌تر ساخته‌اند، به‌نظر می‌رسد سونی کماکان اعتقادی به کاهش حاشیه‌‌ی نمایشگر اعتقادی ندارد؛ چرا که امسال نیز پرچم‌دار خود را با حاشیه‌های نسبتا ضخیمی روانه‌ی بازار کرده است؛ البته از آن‌جایی که حاشیه‌های بالا و پایین گوشی میزبان اسپیکرهای استریوی آن هستند، ضخامت آن‌ها تا حدودی توجیه‌پذیر است.

اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم با ابعاد ۷.۹ × ۷۷ × ۱۵۶ میلی‌متر گوشی نسبتا بزرگی محسوب می‌شود؛ به‌طوری که ابعاد آن نسبت به رقبای کره‌ای با نمایشگر‌های بزرگ‌تر نیز عظیم‌تر به‌نظر می‌رسد. ابعاد بزرگ گوشی باعث می‌شود استفاده از آن با یک دست، به‌خصوص برای کسانی که دستان کوچکی دارند دشوار باشد. ایکس‌زد پریمیوم با وزن ۱۹۵ گرمی خود یکی از پرچم‌داران سنگین‌وزن سال ۲۰۱۷ به‌ شمار می‌رود.

ژاپنی‌ها در اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم از زبان طراحی انحصاری خود موسوم به Loop Surface بهره برده‌اند؛ اما برخلاف آنچه نام این زبان طراحی به ذهن متبادر می‌کند، بدنه‌ی این گوشی زیبا به‌صورت یکپارچه از جنس شیشه نیست و در ساخت آن از ترکیب سه متریال شیشه، فلز و پلاستیک استفاده شده است.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

سونی پنل پشت و جلوی اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم را از جنس گوریلا گلس ۵ انتخاب کرده است که یکی از مقاوم‌ترین موادی به‌شمار می‌رود که در صنعت ساخت گوشی‌های هوشمند به‌ کار گرفته می‌شود؛ اما پنل‌های یادشده به‌طور کامل اطراف گوشی را فرانگرفته‌‌اند و در لبه‌ها به‌زیبایی با کناره‌های پلی‌کربنات گوشی پیوند خورده‌اند؛ به‌طوری که به‌سختی می‌توان متوجه ناپیوستگی بین ‌آن‌ها شد.

سونی پوششی برای لبه‌های پلاستیکی گوشی در نظر گرفته است که امکان تشخیص دادن آن‌ها را از شیشه دشوار می‌کند؛ به‌طوری که در نگاه اول شاید چنین تصور کنید که فریم گوشی از جنس فلز ساخته شده است. سونی دلیل استفاده از چنین ماده‌ای را عملکرد بهتر آن در جذب ضربات نسبت به شیشه می‌داند.

بخش بالا و پایین فریم گوشی به‌طور کامل از جنس فلز ساخته شده‌اند؛ این بخش‌ها کاملا مسطح هستند و لبه‌های آن تراش‌خورده است تا بدین ترتیب تجربه‌ی در دست‌گرفتن گوشی، بیش از پیش لذت‌بخش باشد. سونی با آندیزه کردن سطح بخش‌های بالا و پایین فریم گوشی، بر ماندگاری رنگ آن‌ها افزوده است.

سونی کلید‌های کنترل صدا، حسگر اثر انگشت / کلید پاور و شاتر دوربین را در لبه‌ی سمت راست گوشی جا داده و در لبه‌ی سمت چپ گوشی، درگاهی برای سیم‌کارت اول و کارت حافظه / سیم‌کارت دوم در نظر گرفته است؛ متأسفانه هنوز هم با خارج کردن جایگاه کارت حافظه از این درگاه، گوشی به‌صورت خودکار ری‌استارت می‌شود. خوشبختانه سونی به جمع کمپانی‌هایی که جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون را حذف کرده‌اند، محلق نشده است و این جک در لبه‌ی بالایی از فریم گوشی جای گرفته است؛ در حالی که لبه‌ی پایینی از فریم گوشی از پورت USB نوع C میزبانی می‌کند.

سونی همانند گذشته حسگر اثر انگشت را با کلید پاور ادغام کرده است؛ این کلید دقیقا در وسط لبه‌ی سمت راستی گوشی قرار دارد. همانطور که از یک پرچم‌دار انتظار می‌رود، دقت و سرعت حسگر اثر انگشت استفاده‌شده در زد ایکس پریمیوم بالا است؛ به طوری که در استفاده‌ی ما هیچ تأخیر یا مشکلی در شناسایی اثر انگشت مشاهده نشد. با توجه به ابعاد گوشی، استفاده از شست دست راست برای باز کردن گوشی بهترین گزینه است (البته اگر راست دست باشید)؛ در صورتی که گوشی را در دست گرفته باشید و قصد استفاده از حسگر اثر انگشت داشته باشید، قطعا به محل مناسب و سادگی استفاده از آن پی‌ خواهید برد.

باز کردن قفل اکسپریا ایکس پریمیوم مانند بسیاری از گوشی‌ها به‌صورت دومرحله‌ای انجام می‌گیرد؛ به این معنی که ابتدا باید کلید ادغام‌شده‌ی پاور را فشار دهید. دلیل این‌که سونی از حسگر لمسی مانند دیگر پرچم‌داران امسال استفاده نکرده، محل خاص حسگر آن است. وقتی کاربر گوشی را با یک دست می‌گیرد، محل شست دست راست دقیقا روی حسگر قرار خواهد گرفت؛ از این‌رو برای جلوگیری از لمس‌های بی‌مورد باید از حسگر دومرحله‌ای در گوشی استفاده کرد.

سونی باز هم مانند سنت همیشگی عمل کرده و بدنه‌ی پرچم‌دار خود را به‌گونه‌ای طراحی کرده است که در برابر آب و گردوغبار مقاوم باشد. ژاپنی‌ها موفق به کسب گواهی IP68 از مؤسسه‌ی IEC برای ایکس‌زد‌ پریمیوم شده‌‌اند. تجربه‌ی چندساله‌ی سونی در زمینه‌ی مقاوم‌سازی محصولاتش در برابر آب و گرد‌وغبار، باعث شده است نیازی به وجود پوشش روی جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون و پورت USB-C نباشد.

نمایشگر

سونی در اکسپریا ایکس زد پریمیوم از یک نمایشگر ۵.۴۶ اینچی با نسبت تصویر مرسوم ۱۶:۹ استفاده کرده است. رزولوشن پنل IPS LCD این نمایشگر ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ پیکسل است و برخلاف ایکسپریا ایکس زد پریمیوم، از HDR10 نیز پشتیبانی می‌کند. سونی علاوه بر HDR از تکنولوژی Triluminos و موتور پردازش تصویر X-Reality نیز بهره می‌برد. تراکم پیکسلی نمایشگر این گوشی تقریبا ۸۰۷ پیکسل بر اینچ است؛ این رقم فوق‌العاده، اکسپریا ایکس زد پریمیوم را بالاتر از پرچم‌داران شرکت‌های رقیب قرار می‌دهد. اما سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا به چنین تراکم پیکسلی بالایی در نمایشگر یک گوشی ۵.۵ اینچی نیاز است؟

استفاده از نمایشگرهای ۴K هنوز آنطور که باید در دنیای گوشی‌های هوشمند جا نیافته و سونی تنها شرکتی است که آن را در دستور کار خود قرار داده است. اولین گوشی مجهز به نمایشگر ۴K دنیا اکسپریا زد ۵ پریمیوم بود؛ پس از معرفی و عرضه‌ی این گوشی، بسیاری گمان می‌کردند این نوع نمایشگرها به سرعت جای خود را در بازار پیدا خواهند کرد؛ اما پرچم‌داران شرکت‌های مختلف هنوز هم علاقه‌مند به استفاده از چنین رزولوشنی در نمایشگرهای خود نیستند.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

به عقیده‌ی بسیاری چنین نمایشگرهایی به‌واسطه‌ی مصرف بیشتر و برتری عملی نه‌چندان محسوس نسبت به نمونه‌های QHD تا فراگیر شدن فاصله زیادی دارند. تراکم پیکسل‌ها در نمایشگر ۵.۴۶ اینچی اکسپریا ایکس زد پریمیوم فراتر از آن است که بتوان تفاوت آن با نمونه‌های رایج بین پرچم‌داران را تشخیص داد. چنین تراکم پیکسلی بالایی برای استفاده‌های واقعیت مجازی ایده‌آل است با این حال به دلیل پاسخ زمانی آهسته‌تر پنل‌های LCD نسبت به OLED عملا اکسپریا ایکس زد پریمیوم در این بخش نیز چندان موفق نخواهد بود.

همانطور که انتظار می‌رفت، اندروید و بیشتر اپلیکیشن‌ها در این گوشی با رزولوشن ‌۱۰۸۰P اجرا می‌شوند؛ با این حال با آپ‌اسکیل کردن شاهد استفاده از تمام پیکسل‌ها در ارائه تصاویر هستیم. برای داشتن تجربه‌ی کامل و ایده‌آل از نمایشگر ۴K اکسپریا ایکس زد پریمیوم باید ویدئوها و تصاویری با رزولوشن ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ در آن مشاهده نمایید. برخلاف سامسونگ گلکسی اس ۸ خبری از تنظیم رزولوشن برای کاهش مصرف نمایشگر نیست.

این روزها که پرچم‌داران شرکت‌های مختلف به دنبال کاهش حاشیه‌های نمایشگر و ارائه‌ی بیشترین نسبت نمایشگر به بدنه هستند، نسبت ۶۸.۴ درصدی اکسپریا XZ پریمیوم ناامیدکننده به نظر می‌رسد. بد نیست بدانید نسبت نمایشگر به بدنه‌ی پرچم‌داران امسال کره‌ای‌ها از مرز ۸۰ درصد عبور کرده است. آرایش ساب‌پیکسل‌های RGB نمایشگر ۴K این گوشی تقریبا مشابه چیزی است که پیش از این در اکسپریا زد ۵ پریمیوم دیده بودیم.

خوشبختانه نمایشگر ایکس زد پریمیوم نسبت به نمونه‌ی استفاده‌شده در زد ۵ پریمیوم بهبودهایی دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. کنتراست نمایشگر XZ Premium نسبت به Z5 Premium افزایش یافته و خوانایی نمایشگر زیر نور خورشید نیز بهبود یافته است با این حال این میزان از روشنایی در مقابل پرچم‌داران سامسونگ و آیفون‌های اپل حرفی برای گفتن ندارد. کنتراست اندازه‌گیری شده در این بررسی به صورت Native بوده و در روشنایی صد درصد نمایشگر به دست آمده است.

روشنایی نمایشگرWhite, 0%Black, 100%, ManualWhite, 100%, ManualBlack, 100% AutoWhite, 100%, AutoMax Native Contrast
Xperia XZ Premium۳٫۸۷۱٫۳۸۴۱۱۱٫۵۵۴۱۴۲۹۸
Galaxy S8 Plus۲٫۳۹۰۶۹۸۰۱۱۱۹
iPhone 7 Plus۱٫۵۳۱٫۸۱۵۵۳۲٫۲۱۶۴۷۳۰۵
LG G6۲٫۵۱۰٫۶۸۳۴۹۰٫۸۲۳۸۹۵۱۳
Huawei P10۱٫۷۳۳٫۵۷۵۳۲۳٫۵۰۵۳۱۱۵۲
HTC U11۴٫۶۸۳٫۱۸۳۹۵۳٫۹۷۵۱۵۱۳۰

متون و تصاویر در نمایشگر XZ پریمیوم شارپ هستند و رنگ‌‌ها نمایش مناسبی در آن دارند. شاید نمایش رنگ مشکی به اندازه‌ی نمونه‌های امولد مناسب نباشد؛ اما به لطف فناوری Triluminos، در این گوشی رنگ‌ها زنده‌تر و درخشان‌تر از ال‌سی‌دی‌های رایج دیده می‌شوند. زاویه‌ی دید نمایشگر بسیار خوب است و از تمام جهات تصویر قابل قبولی به نمایش در می‌آورد. پیش از این فناوری مذکور تنها در اپلیکیشن‌های Album و Movies فعال بود؛ اما در ایکس زد پریمیوم صفحه‌ی هوم و اپلیکیشن‌های شخص ثالث نیز توسط این فناوری پشتیبانی می‌شوند. سونی به مانند زد ۵ پریمیوم از موتور X-reality در پرچم‌دار جدید خود استفاده کرده است؛ استفاده از این موتور به ارائه‌ی تصاویر شارپ‌تر در ویدئوها و بهبود شفافیت آن کمک می‌کند.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

یکی دیگر از کلیدی‌ترین ویژگی‌های نمایشگر ایکس زد پریمیوم پشتیبانی از HDR10 است. پشتیبانی از استانداردهایی نظیر HDR10 در گوشی‌های پرچم‌دار در حال تبدیل شدن به یک الزام است و پیش از این شاهد استفاده از این ویژگی‌ها در گلکسی اس ۸ و ال‌جی جی ۶ بودیم. ترکیب HDR و رزولوشن ۴K قطعا تجربه‌ای دلپذیر از مشاهده ویدئو در اختیارتان قرار می‌دهد؛ با این حال هنوز محتوای سازگار با این استانداردها فراگیر نشده‌ است. همانطور که احتمالا می‌دانید، قدرت‌نمایی HDR (یا دالبی‌ویژن) نیازمند محتوای انکود شده و سازگار با این استانداردها است. محتوای سازگار با HDR10 روز به روز در حال افزایش است به همین دلیل سازندگان گوشی‌های هوشمند و سرویس‌های استریم ویدئو به دنبال پشتیبانی از آن هستند. به لطف استاندارد HDR10، رنگ‌ها طبیعی‌تر و کنتراست تصاویر مناسب‌تر خواهد بود و جزئیات به نمایش درآمده نیز بهبود پیدا می‌کند.

سونی در قسمت تنظیمات نمایشگر ایکس‌ زد پریمیوم بخش «Color gamut and contrast» را برای تغییر گسترده‌ی رنگی و کنتراست تصاویر گنجانده است. این بخش سه گزینه‌ی «Professional Mode» برای ارائه‌‌ی رنگی‌های طبیعی‌تر، «Standard Mode» برای رنگ‌های شاداب‌تر و «Super-vivid Mode» برای نمایش رنگ‌های اشباع در اختیار کاربر می‌گذارد.

اسپیکر

در حالی که رقبای سونی محصولات خود را عموما با یک اسپیکر یا ترکیب اسپیکری در لبه‌ی پایین فریم گوشی و اسپیکری در بالای نمایشگر ارائه می‌دهند؛ این کمپانی ژاپنی جزو معدود تولیدکنندگانی است که محصول خود را با اسپیکرهای استریو روانه‌ی بازار می‌کند که در پنل جلوی گوشی قرار گرفته‌اند و صدا را به‌صورت مستقیم به سمت کاربر پخش می‌کنند.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

سونی مدعی است که برای بهبود تجربه‌ی صوتی اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم تمام تلاش خود را به‌ کار گرفته است؛ اما در عمل با وجود اینکه اسپیکرهای ایکس‌زد پریمیوم صدای بسیار شفاف، واضح و با نویز پایینی تولید می‌کنند، بلندی صدا در حد متوسطی ارزیابی می‌شود و نمی‌توان از این نظر آن را با محصولاتی چون اچ‌تی‌سی یو ۱۱ و آیفون ۷ مقایسه کرد.

اما وضعیت در شرایطی که هدفونی به ایکس‌زد پریمیوم متصل کنید، کاملا متفاوت خواهد بود؛ در این حالت در کنار شفافیت و وضوح بالا، بلندی صدا نیز در حد بسیار رضایت‌بخشی قرار می‌گیرد و می‌تواند تجربه‌ی موسیقیایی لذت‌بخشی برای کاربر به ارمغان آورد. متأسفانه سونی در نمونه‌ی ارسالی به زومیت، هدفون گوشی را قرار نداده بود تا به بررسی عملکرد آن بپردازیم.

نرم‌افزار و رابط کاربری

همانطور که انتظار می‌رفت، سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم را با جدید‌ترین نسخه‌ی اندروید نوقا یعنی ۷.۱.۱ عرضه کرده است. رابط کاربری این گوشی تفاوتی با قبل نکرده و با طراحی آشنای آیکون‌ها و دیگر بخش‌های رابط کاربری سری X روبرو هستیم. رابط کاربری سونی برخلاف برخی از رقبا بسیار نزدیک به اندروید خام است و همین مسئله تجربه‌ای بدون لگ و سریع به دنبال دارد. همانطور که پیش از این در بخش نمایشگر نیز ذکر شد، استفاده از قابلیت ۴K بومی (Native) نمایشگر این گوشی تنها در حالت مشاهده‌ی محتوای با رزولوشن ۴K در دسترس است؛ تفاوتی نمی‌کند از چه نمایش‌دهنده‌ی ویدئو یا تصویری استفاده کنید، در صورت ۴K بودن محتوا شاهد عملکرد ایده‌آل نمایشگر خواهید بود.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

تفاوت خاصی بین رابط کاربری ایکس‌ زد پریمیوم و گوشی‌های سری X سونی وجود ندارد و شاهد امکانات و اپلیکیشن‌های از پیش نصب‌شده‌ی یکسانی هستیم. صفحه‌ی هوم تغییر خاصی نسبت به گذشته نکرده است و امکاناتی مانند جستجوی سریع در آن به چشم می‌خورد؛ کاربر با سوایپ کردن به سمت پایین در بخش‌های مختلف رابط کاربری مانند اپ‌دراور، امکان جستجو بین اپلیکیشن‌ها و بررسی پیشنهادات نصب اپلیکیشن خواهد داشت.

بخش اعلان‌ها مشابه اندروید خام طراحی شده است و در حالت پیش‌فرض تنها یک صفحه از میانبرها و تنظیمات سریع در دسترس خواهد بود؛ با این حال امکان ویرایش و اضافه کردن تنظیمات سریع دیگر نیز در این بخش وجود دارد. امکان تغییر تم، تغییر تعداد سطرها و ستون‌های نمایش آیکون‌ها در رابط کاربری گنجانده شده است. کاربر با مراجعه به بخش «Home settings» قادر به تغییر ابعاد و ظاهر آیکون‌ها و همچنین شخصی‌سازی افکت تغییر صفحات هوم نیز خواهد بود.

اسکرین شات اکسپریا ایکس زد پریمیوم

در اکسپریا ایکس زد پریمیوم همچنان شاهد ویژگی Smart Cleaner برای بهینه‌سازی خودکار حافظه‌ی رم و حافظه‌ی ذخیره‌سازی هستیم. این قابلیت را می‌توان به‌صورت دستی در بخش «Storage & memory» فعال کرد. با این کار گوشی به‌صورت خودکار رفتار اپلیکیشن‌ها را زیر نظر  خواهد گرفت و در صورت بی‌استفاده ماندن یک اپ برای مدت طولانی، حافظه‌ی کش آن به‌صورت خودکار پاک خواهد کرد.

بخش «Backup & reset» امکان تهیه پشتیبان از داده‌ها، اپلیکیشن‌ها، پیامک‌ها و لیست مخاطبین را به کاربر می‌دهد. پشتیبان تهیه‌شده را می‌توان روی حافظه‌ی گوشی یا در فضای ابری متعلق به‌ حساب کاربری خود ذخیره نمایید. در بخش پشتیبان‌گیری خودکار می‌توان بازه‌ی زمانی این عملیات و همچنین اطلاعات مورد نظر برای بک‌آپ گرفتن را مشخص کرد. در این بخش امکان ویرایش بک‌آپ‌ها و انجام دستی آن نیز وجود دارد.

اسکرین شات اکسپریا ایکس زد پریمیوم

علاوه بر آنتی‌ویروس AVG Protection که سونی به‌صورت پیش‌فرض در ایکس زد پریمیوم نصب کرده است، اپلیکیشن Movie Creators نیز برای تولید و ویرایش‌ کلیپ‌های کوتاه شما در نظر گرفته شده است. در این اپلیکیشن می‌توان با انتخاب عکس‌ها و ویدئوها به آن‌ها افکت‌ و موسیقی اضافه کرد.

یکی از بخش‌های کلیدی رابط کاربری گوشی‌های سونی، بخش مربوط به باتری در تنظیمات گوشی است. در این بخش دو حالت «STAMINA mode» و «Ultra STAMINA mode» برای کاهش مصرف شارژ گوشی در نظر گرفته است؛ حالت اول با غیر فعال کردن برخی قابلیت‌های پرمصرف به ماندگاری شارژ گوشی کمک می‌کند. در این بخش می‌توان سطح محدودسازی فعالیت‌ها و همچنین شرایط فعال شدن STAMINA mode را به دلخواه تغییر داد. حالت دوم بسیاری از قابلیت‌ها و ویژگی‌ها را به‌صورت کامل غیر فعال می‌کند و تنها بخشی از قابلیت‌های ضروری را فعال نگاه می‌دارد.

دوربین

پرچم‌دار ۲۰۱۷ سونی در بخش دوربین بهبود‌های گسترده‌ای تجربه کرده است. غول فناوری ژاپن این دوربین جدید را Motion Eye نامیده است. اصلی‌‌ترین مشخصه‌ی اکسپریا XZ پریمیوم، سنسور جدید و البته توانمند آن است. سونی به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی سنسور‌ دوربین در جهان، در گوشی جدید خود از سنسور جدیدی استفاده کرده است که پیش از این و برای اولین بار شاهد عملکرد آن در دوربین RX-100 IV بودیم. در این فناوری جدید، از حافظه‌ی DRAM‌ در سنسور استفاده شده است تا به عنوان بافر ایفای نقش کند. این حافظه‌ی سریع قابلیت‌های گسترده‌ای به دوربین می‌بخشد که می‌‌توان به فیلمبرداری با نرخ فوق‌العاده‌ی ۹۶۰ فریم بر ثانیه اشاره کرد.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

سنسور Exmor RSx، لنز سری G و موتور پردازشی Bionz‌ همگی از بخش دوربین سونی به بخش موبایل آمده‌‌اند تا دوربین‌های پرچم‌داران این شرکت حرف‌های زیادی برای گفتن داشته‌ باشند. سونی همچنین رزولوشن دوربین را از ۲۳ به ۱۹ مگاپیکسل کاهش داده است تا اکنون با ۱۹ درصد پیکسل‌های بزرگ‌تر مواجه باشیم. این تغییر منجر به افزایش عملکرد دوربین به‌خصوص در شرایط نوری ضعیف شده است. کلید مخصوص شاتر نیز در لبه‌ی سمت راست تعبیه شده که استفاده از آن به‌راحتی و با حس خوبی همراه است. با این حال برخی از کاربران هنوز به استفاده از کلید لمسی شاتر تمایل بیشتری دارند.

پس از ورود به بخش دوربین، با رابط کاربری ساده و خوبی روبرو می‌شوید. طراحی ساده این بخش باعث شده است کاربر بلافاصله و بدون نیاز به جستجو، بخش مورد نیاز خود را بیابد. این موضوع باعث می‌شود به‌راحتی حالت عکاسی مورد نیاز را یافت و بلافاصله اقدام به عکس‌برداری کرد. حالت عکاسی خودکار Superior Auto را می‌توان یکی از نقاط قوت دوربین اکسپریا ایکس زد پریمیوم دانست. این حالت به‌واسطه‌ی تشخیص مناسب شرایط محیطی و سوژه، به‌راحتی تمام نیاز‌های کاربران را در شرایط مختلف مرتفع می‌کند. حالت تشخیص سوژه و شرایط عکاسی نیز باعث شده است امکان پیش‌بینی بهترین حالت عکاسی و ثبت تصاویر حتی پیش از فشردن دکمه‌ی شاتر در دسترس باشد تا بدین ترتیب هیچ سوژه‌ای از دست نرود.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

اکسپریا ایکس زد پریمیوم در بخش دوربین ارتقاء محسوسی نسبت به زد ۵ پریمیوم دارد. کیفیت تصاویر در سطح بسیار بالایی قرار دارند و به لطف سنسور ۱۹ مگاپیکسلی، جزئیات بالایی نیز ذخیره می‌شوند. سنسور جدید به‌کاررفته توانایی ثبت گستره‌ی دینامیکی بهتری دارد و حتی در شرایط نوری بسیار روشن و زیر تابش مستقیم آفتاب نیز امکان تهیه‌ی عکس‌های بسیار خوب موجود است. الگوریتم پردازشی بهینه‌شده منجر به ثبت بسیار جذاب رنگ‌ها حتی در حالت خاموش بودن HDR شده است. کیفیت تصاویر خروجی در شب ارتقاء قابل توجهی نسبت به Z5 پریمیوم دارد و نویز تا حد بسیار خوبی کنترل شده است. با این حال عملکرد ایکس زد پریمیوم در این بخش هنوز فاصله‌ی زیادی با گلکسی اس ۸ و آیفون ۷ پلاس دارد. عملکرد دوربین این گوشی در زمینه‌ی سرعت و دقت فوکوس خودکار نیز قابل تحسین است؛ گوشی در کمترین زمان روی سوژه‌ی مورد نظر شما فوکوس خواهد کرد و این موضوع در شرایط نوری مختلف عملکرد خوب و یکسانی دارد. البته در این بخش نیز سیستم فوکوس Dual Pixel گلکسی اس ۸ همچنان خود را به‌عنوان سریع‌ترین فوکوس دنیای موبایل معرفی می‌کند.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

حالت‌های مختلف عکاسی اعم از نمونه‌ی واقعیت مجازی در دسترس هستند تا از اشکال جذاب و کارتونی آن در عکس‌های خود بهره ببرید. اکسپریا ایکس زد پریمیوم در بخش سلفی نیز از سنسور ۱۳ مگاپیکسلی با ابعاد ۱/۳.۰۶ بهره برده است. این سنسور از نمونه‌ی به‌کاررفته در دوربین اصلی بسیاری از گوشی‌های بازار بزرگ‌تر است. لنز ۲۲ میلی‌متری نیز برای ثبت تصاویر واید در این بخش به کار گرفته شده است تا تجربه‌ی جذابی از عکاسی سلفی به ارمغان بیاید.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم قابلیت ضبط ویدیو با رزولوشن ۴K‌ و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه دارد. امکان فیلم‌برداری با رزولوشن Full HD و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه و هم‌چنین رزولوشن HD تا حداکثر ۲۴۰ فریم بر ثانیه نیز در دسترس است. کیفیت کلیپ‌های ضبط‌شده به لطف سنسور بزرگ و الگوریتم پردازشی تصاویر جدید سونی، جزو یکی از بهترین نمونه‌‌های موجود در دنیای موبایل است. اما اصلی‌ترین قابلیت اکسپریا ایکس زد پریمیوم که آن را منحصربه‌فرد می‌کند، ثبت تصاویر صحنه آهسته به‌واسطه‌ی فیلم‌برداری با نرخ فوق‌العاده‌ی ۹۶۰ فریم و رزولوشن ۷۲۰P‌ است. ابتدا لازم به ذکر است که تنها ۵ ثانیه ویدیوی اسلوموشن در این حالت ضبط می‌شود. این میزان در شرایط واقعی به‌مراتب کمتر است. به همین دلیل باید دقیقا در زمان مورد نیاز خود، اقدام به فیلم‌برداری در این حالت بکنید؛ زیرا مدت محدودی قادر به ضبط ویدیو خواهید بود. این موضوع باعث می‌شود برای ثبت یک صحنه چندین بار تلاش کنید. همچنین در نظر داشته باشید برای ثبت کلیپ در این حالت، به شرایط محیطی با نور مناسب احتیاج خواهید داشت و در محیط تاریک با نویز بسیار زیادی روبرو خواهید شد. نتایج خروجی از قابلیت اسلوموشن اکسپریا ایکس زد بسیار جذاب و شگفت‌انگیز هستند. با این حال تهیه‌ی این کلیپ‌ها بسیار دشوار است و به سناریوی دقیقی احتیاج خواهد داشت.

در ادامه شما را به تماشای ویدیوی عملکرد سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم در بخش فیلمبرداری اسلوموشن دعوت می‌کنیم.

بازده و عملکرد

اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم جزو نخستین گوشی‌های هوشمندی به‌ شمار می‌رود که با پردازنده‌‌ی اسنپدراگون ۸۳۵ به جهانیان معرفی شد. پردازنده‌ی ۱۰ نانومتری اسنپدراگون ۸۳۵ قدرتمندترین SoC در بین محصولات کنونی کوالکام محسوب می‌شود. ابعاد این پردازنده نسبت به نسل‌های قبلی آن ۳۵ درصد کوچک‌تر شده و کوالکام مدعی است که مصرف انرژی این تراشه نیز نسبت به گذشته ۲۵ درصد کاهش یافته است.

کوالکام با پردازنده‌ی اسنپدراگون ۸۳۵ پشتیبانی بهتری از فناوری‌های مبتنی بر واقعیت مجازی و واقعیت افزوده ارائه می‌دهد و واحد پردازش تصاویر آن را نیز با بهبودهایی همراه کرده است. نتایج بنچمارک‌ها نشان از آن دارند که در حال حاضر تراشه‌ی اسنپدراگون ۸۳۵ سریع‌ترین پردازنده‌ی حال حاضر دنیای موبایل محسوب می‌شود و احتمالا تا زمان معرفی نسل بعدی از پردازنده‌های سری A اپل و تراشه‌ی پرچم‌دار جدید کوالکام، این وضعیت تغییری نخواهد کرد.

مشخصات / پردازندهSnapdragon 835Snapdragon 821
هسته‌های CPUSemi-custom ARM CortexKryo
پیکربندی CPU۴x 2.45GHz Kryo 280
۴x 1.9GHz Kryo 280
۲x 2.35GHz Kryo
۲x 1.6GHz Kryo
GPUAdreno 540Adreno 530
RAM۲x 32-bit LPDDR4X
۱۸۶۶ MHz
۲x 32-bit LPDDR4X
۱۸۶۶ MHz
پشتیبانی از حافظه فلشeMMC 5.1/ UFS 2.1eMMC 5.1/ UFS 2.0
پشتیبانی از دوربین۳۲MP single / 16MP dual۲۸MP single / 14MP dual
قابلیت ضبط ویدیو۴K UHD @ 30fps۴K UHD @ 30fps
پخش ویدیو۴K UHD @ 60fps
۱۰-bit H.264 (AVC)
H.265 (HEVC), VP9 codecs
۴K UHD @ 60fps
۱۰-bit H.264 (AVC)
(H.265 (HEVC
مودم داخلی۱۰۰۰Mbps down
۱۵۰Mbps up
۶۰۰Mbps down
۱۵۰Mbps up
فرایند ساخت۱۰nm FinFET۱۴nm FinFET

سیستم-روی-یک-چیپِ اسنپدراگون ۸۳۵ از مودم داخلی X16 LTE بهره می‌برد؛ این مودم انتقال اطلاعات با سرعت یک گیگابیت بر ثانیه را میسر می‌کند و ۱۰ برابر سریع‌تر از سایر مودم‌های ۴G LTE رایج در گوشی‌های موبایل است. این تراشه به کنترلر وای-فای چند ورودی – چند خروجی چندکاربره‌ی داخلی یا MU-MIMO نیز مجهز شده است که برای اتصال سریع‌تر به شبکه‌های بی‌سیم به‌ کار می‌رود.

هر چند سونی برای اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم دو دوربین ۱۹ و ۱۳ مگاپیکسلی در نظر گرفته است؛ اما تراشه‌ی اسنپدراگون ۸۳۵ به‌کاررفته در این گوشی از واحد ۱۴ بیتی خاصی به‌ نام Spectra 180 IS بهره می‌برد که از دوربین‌هایی با رزولوشن حداکثری ۳۲ مگاپیکسلی و بدون تأخیر در شاتر پشتیبانی می‌کند تا بدین ترتیب فوکوس سریع‌تر، بزرگ‌نمایی روان‌تر و همچنین بهبود تصاویر ثبت‌شده را به کمک الگوریتم‌های مختلف به‌ ارمغان آورد. این بخش از پردازنده به‌صورت اختصاصی برای کنترل و بهبود تصویر در نظر گرفته شده و نسبت به تمام نسل‌های قبلی پردازنده‌های کوالکام، بهبودهای قابل ملاحظه‌ای داشته است.

واحد پردازنده‌ی مرکزی (CPU) در این SOC (سیستم-روی-یک-چیپ) از ۸ هسته‌ی پردازشی Kryo 280 بهره می‌برد. این واحد بر پایه‌ی معماری ۶۴ بیتی طراحی شده و با فرکانس حداکثری ۲.۴۵ گیگاهرتز کار می‌کند. واحد پردازش گرافیکی (GPU) اسنپدراگون ۸۳۵ از نوع Adreno 540 است که از کتابخانه‌های OpenGL ES 3.2 ،OpenCL 2.0 و Vulkan و دایرکت‌ایکس ۱۲ پشتیبانی می‌کند و قدرت پردازشی آن نسبت به نسل قبل ۲۵ درصد بهبود یافته است تا بدین ترتیب اجرای سریع‌تر و بهتر بازی‌های گرافیکی را میسر کند.

سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم / sony xperia xz premium

اسنپدراگون ۸۳۵ از کنترلر داخلی NFS و USB 3.1 بهره می‌برد. کوالکام فناوری‌های امنیتی بسیاری در این سیستم-روی-یک-چیپ جای داده است که یکی از آن‌ها پلتفرم امنیتی هِوِن است. این پلتفرم بانکداری الکترونیک و پرداخت در بستر موبایل را ایمن‌ می‌کند؛ علاوه بر این، ارتباطات کاربر را به‌صورت رمزگذاری شده انجام می‌دهد.

از مشخصات سخت‌افزاری دیگر اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم می‌توان به پشتیبانی آن از ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم از نوع LPDDR4x، حافظه‌ی ذخیره‌سازی ۶۴ گیگابایتی با امکان ارتقاء از طریق کارت حافظه‌ی میکرو اس‌دی تا سقف ۲۵۶ گیگابایت، بلوتوث نسخه‌ی ۵.۰ و پورت USB Type-C اشاره کرد.

در ادامه نتایج بنچمارک‌های مختلفی را که روی گوشی اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم اجرا کرده‌ایم، با شما به اشتراک می‌گذاریم:

جدول بنچمارک‌ ابزارهای موبایل پرچم‌دار
تلفن / تبلتAnTutu 6۳DMark
IceStorm
Unlimited
PCMark
Work 2.0
/Overall
Web Browsing
Geekbench 4
/Single
Multi
GFXBench
/Manhattan 3.1
Offscreen
GFXBench
/Car Chase
Offscreen
GFXBench
/T-Rex
OffScreen
Vellamo
/Browser
Metal
CF Bench
v1.3
Sony Xperia XZ Premium۱۶۱۲۰۰۳۹۹۲۶۶۶۷۵
۶۲۸۷
۱۹۷۹
۵۹۲۷
۴۱FPS
۴۰FPS
۲۵FPS
۲۳FPS
۶۰FPS
۱۰۸FPS
۶۷۳۹
۳۴۲۳
۶۵۰۲۷
HTC U11۱۷۳۹۴۶۴۰۴۴۹۶۸۸۷
۶۳۲۳
۱۸۹۲
۶۳۵۰
۱۴FPS
۳۱FPS
۱۰FPS
۱۹FPS
۴۸FPS
۸۹FPS
۷۰۴۴
۲۷۲۰
۶۸۳۰۳
Samsung Galaxy S8+۱۷۳۲۸۲۳۱۲۱۹۵۳۰۷
۵۱۶۲
۲۰۱۹
۶۴۵۲
۲۲FPS
۳۶FPS
۱۳FPS
۲۵FPS
۵۷FPS
۱۰۳FPS
۷۵۶۵
۳۲۰۹
۵۸۱۶۵
LG G6۱۳۰۹۶۲*۵۲۲۱
۴۱۵۷
۱۷۴۹
۴۱۷۰
۱۲FPS
۲۶FPS
۸٫۲FPS
۱۶FPS
۴۱FPS
۶۳FPS
۴۳۶۸
۳۶۲۵
۳۴۳۷۳
Samsung Galaxy S8۱۷۱۷۹۵۲۸۶۵۹۵۰۴۵
۴۷۷۳
۱۹۸۸
۶۶۲۷
۲۳FPS
۳۵FPS
۱۳FPS
۲۵FPS
۵۸FPS
۱۰۴FPS
۴۴۶۷
۳۳۴۸
۵۴۷۱۸
HTC U Ultra ۱۴۸۸۵۸۲۶۸۴۹۶۴۸۹
۵۷۸۹
۱۶۴۵
۴۰۱۴
۴۴FPS
۲۳FPS
۱۸FPS
۱۸FPS
۵۷FPS
۶۱FPS
۵۸۸۸
۳۰۹۱
۶۷۸۹۶
Huawei P10 ۱۲۰,۸۵۲۲۲,۹۲۳۶۲۹۹
۵۵۲۱
۱۹۲۸
۵۶۰۸
۱۸FPS
۱۷FPS
۱۲FPS
۹٫۹FPS
۵۲FPS
۵۵FPS
۶۰۰۴
۲۷۳۷
۵۵,۶۳۹
Xiaomi Mi Mix ۱۳۸۶۵۴۲۶۰۹۸۶۷۹۸
۵۹۰۲
۱۸۲۱
۴۲۹۶
۴۶FPS
۲۲FPS
۱۹FPS
۱۹FPS
۵۷FPS
۶۳FPS
۵۹۷۸
۳۱۲۴
۶۹۰۳۴
Google Pixel Xl۱۳۸,۴۲۳۲۵,۸۵۶۶۵۸۹
۵۸۷۱
۱۴۷۸
۴۲۱۸
۴۴FPS
۲۱FPS
۱۸FPS
۱۷FPS
۵۷FPS
۶۲FPS
۵۸۴۶
۳۰۸۷
۶۸۰۲۱
Huawei Mate 9۱۲۲,۱۷۸۲۷,۴۷۱۶۳۲۱
۵۶۱۲
۱۹۴۰
۵۸۵۵
۲۰FPS
۲۰FPS
۱۲FPS
۱۱FPS
۵۷FPS
۶۲FPS
– / ۳۳۸۲۵۹,۴۲۷
Moto Z۱۳۶۸۴۶۲۴۹۸۷۱۸FPS
۳۲FPS
۱۲FPS
۱۹FPS
۴۹۰۱
۳۴۵۸
۶۵۸۷۹
Xiaomi Mi5s۱۳۴۵۶۸۲۵۶۴۸۱۷۰۱
۳۹۹۲
۲۶FPS
۲۶FPS
۱۶FPS
۱۶FPS
۴۸۹۶
۳۳۴۵
۶۴۳۵۹
Xperia XZ۱۲۴۵۸۹۲۴۵۶۹۴۸۵۶
۳۲۵۶
۶۴۵۸۹
Apple iPhone 7۱۶۸۲۴۲
Galaxy Note 7۱۳۲۵۸۶۲۳۹۸۹۴۸۲۳
۲۹۵۶
۶۳۹۸۹
OnePlus 3۱۴۱۸۹۵۲۷۵۴۶۴۹۸۶
۳۵۶۸
۶۶۵۸۷
LG G5 ۱۲۸۴۵۹۲۶۱۵۲۴۸۶۹
۳۴۶۵
۶۵۹۸۶
HTC 10۱۳۲۴۵۶۲۴۵۸۹۴۵۶۸
۳۵۶۹
۶۴۵۸۹
Galaxy S7 edge۱۲۷۵۸۹۲۴۰۴۶۴۷۸۹
۳۰۵۸
۶۵۴۸۹

همان‌طور که از نتایج بنچمارک‌ها برمی‌آید، اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم محصولی بسیار قدرتمند است. در طول مدت استفاده‌ی ما از پرچم‌دار جدید سونی، این گوشی عملکرد سریع و بی‌نقصی از خود به‌ نمایش می‌گذاشت و جابه‌جایی در بخش‌های مختلف از محیط رابط کاربری آن بسیار سریع و روان صورت می‌پذیرفت. این گوشی در اجرای بازی‌های سنگین و گرافیکی نیز به مشکلی برنمی‌خورد. به‌طور کلی می‌توان اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم را یکی از سریع‌ترین پرچم‌داران سال ۲۰۱۷ نامید.

باتری

اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم از نمایشگری نسبتا بزرگ با ابعاد ۵.۵ اینچی و رزولوشن ۴K یا ۳۸۴۰ × ۲۱۶۰ پیکسل بهره می‌برد؛ اما یک باتری ۳۲۳۰ میلی‌آمپر ساعتی وظیفه‌ی تأمین انرژی آن را بر عهده دارد؛ بنابراین سونی ظرفیت باتری را نسبت به اکسپریا زد ۵ پریمیوم ۲۰۰ میلی‌آمپر ساعت کاهش داده است. اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم از نسخه‌ی سوم فناوری شارژ سریع کوالکام (Quick Charge 3.0) بهره می‌برد که به‌ لطف آن، باتری گوشی ظرف مدت ۳۰ دقیقه، حدود ۴۰ درصد شارژ می‌شود؛ متأسفانه نسخه‌ی ارسالی به زومیت فاقد شارژر با فناوری شارژ سریع بود. اما در بازار داخلی این شارژر به عنوان بخشی از محتویات جعبه در دسترس است.

سونی فناوری‌های شارژ تطبیقی Qnovo و Battery Care را در پرچم‌دار جدید خود به‌‌ کار برده است تا بدین ترتیب باتری گوشی تحت فشار نباشد و برای مدت‌ بیشتری در بهترین فُرم خود باقی می‌ماند. فناوری شارژ تطبیقی Qnovo هنگامی که گوشی به برق متصل است، سلامت باتری را با پایش دقیق دما و فشار، می‌سنجد و با تنظیم این پارامترها به افزایش طول‌ عمر باتری کمک می‌کند.

از سویی دیگر، به‌ لطف فناوری Battery Care، چنانچه کاربر قبل از خواب ایکس‌زد پریمیوم را به پریز برق متصل کند، شارژ گوشی تا ۹۰ درصد انجام می‌شود، میزان شارژ باتری تا دقایقی قبل از بیدار شدن کاربر از خواب شبانه در این سطح باقی می‌ماند و پس از آن مجددا فرایند شارژ از سر گرفته می‌شود و تا شارژ کامل ادامه می‌یابد. بدین ترتیب باتری بیش از حد شارژ نمی‌شود و برای مدت طولانی‌تری در بالاترین ظرفیت خود باقی می‌ماند.

برای آنکه متوجه شویم عملکرد اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم به‌لحاظ شارژدهی چگونه است، طبق روال همیشگی بررسی‌های زومیت، ویدیویی با رزولوشن HD را در شرایطی روی این گوشی پخش کردیم که روشنایی نمایشگر روی ۵۰ درصد قرار داشت و کلیه‌ی ارتباطات بی‌سیم گوشی قطع شده بودند، فرایند پخش ویدیو را تا رسیدن باتری از ۱۰۰ به صفر درصد ادامه دادیم. در این تست، باتری ایکس‌زد پریمیوم توانست قبل از اتمام کامل شارژ، ۷ ساعت دوام آورد که برای محصولی پرچم‌دار و قدرتمند، عملکرد متوسطی به‌حساب می‌آید.

گوشی / تستنمایشگرظرفیت
(mah)
ویدیو
(h)
وب‌گردی
(h)
GFXBench
Manhattan 3.1
Battery LifeTime
GFXBench
Manhattan 3.1
LongTime Performance
PCMark
(h)
Sony Xperia XZ Premium۴K / “۵٫۵۳,۲۳۰۷:۰۰۱۰:۰۴۱۸۰٫۳min۱,۷۱۸Frame
HTC U11QHD / “۵٫۵۳,۰۰۰۱۱:۰۴۳۳۹٫۴min۷۳۰٫۰FrameFailed*
+Samsung Galaxy S8WQHD+ / “6.2۳,۵۰۰۱۴:۲۷۱۲:۱۶۱۵۷٫۸min۸۲۷٫۵Frame
LG G6QHD+ / “5.7۳,۳۰۰۱۲:۳۰۸:۳۱۳۹۱٫۳min۴۷۹٫۵Frame
Samsung Galaxy S8WQHD+ / “5.8۳,۰۰۰۱۲:۳۰۱۰:۰۵
HTC U UltraQHD / “5.7۳,۰۰۰۸:۴۰۷:۳۵۷:۲۶
Huawei P10۱۰۸۰p / “5.1۳,۲۰۰۱۴:۲۴۱۲:۰۰۶:۳۰
Xiaomi Mi Mix۱۰۸۰p / “6.4۴,۴۰۰۱۴:۱۰۱۳:۴۰۱۰:۱۳
Pixel XL Google۵٫۵” / QHD۳,۴۵۰۱۱:۱۰۹:۳۰۸:۱۶
Pixel Google۵” / ۱۰۸۰p۲,۷۷۰۱۱:۲۰۸:۱۰۷:۴۳
Huawei Mate 9۵٫۹” / ۱۰۸۰p۴,۰۰۰۱۴:۱۵۱۴:۱۷۹:۲۲
Huawei Honor 8۵٫۲” / ۱۰۸۰p۳,۰۰۰۹:۰۰۱۰:۴۰
Huawei Nova Plus۵٫۵” / ۱۰۸۰p۳,۳۴۰۱۱:۰۰۱۰:۵۰
Motorola Moto Z۵٫۵” / QHD۲,۶۰۰۸:۵۰۶:۵۰
Xiaomi Mi 5s۵٫۱۵” / ۱۰۸۰p۳,۲۰۰۱۳:۰۰۱۲:۱۰
iPhone 7۴٫۷” / ۷۵۰p۱,۹۶۰۹:۲۰۱۰:۰۰
Xperia XZ۵٫۲” / ۱۰۸۰p۲,۹۰۰۹:۰۰۹:۲۰
iPhone 7 Plus۵٫۵” / ۱۰۸۰p۲,۹۰۰۱۴:۲۰۱۲:۰۰
Xperia XA Ultra۶٫۰” / ۱۰۸۰p۲,۷۰۰۸:۵۰۸:۰۰
Huawei P9 Lite۵٫۲” / ۱۰۸۰p۳,۰۰۰۱۱:۰۶۱۱:۳۰
Galaxy C5۵٫۲” / ۱۰۸۰p۲,۶۰۰۸:۲۰۹:۰۰

سونی قابلیت نرم‌افزاری Smart Stamina را نیز برای گوشی Xperia XZ Premium در نظر گرفته است تا کاربر در طول روز با مشکل افت میزان شارژ باتری مواجه نشود. این قابلیت نرم‌افزاری به‌صورت خودکار سطح باتری و مدت‌زمان شارژدهی آن را پیش‌بینی می‌‌کند و در صورت لزوم، براساس این پیش‌بینی‌ها، حالت STAMINA را فعال می‌‌کند.

عملکرد باتری اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم در استفاده‌ی روزمره همانند سایر پرچم‌داران سال ۲۰۱۷ ارزیابی می‌شود؛ به‌طوری که در استفاده‌‌های نیمه‌سنگین می‌توانید تا یک روز کامل و بدون نیاز به فعال‌کردن باتری‌سیور، از ایکس‌زد پریمیوم استفاده کنید. اما در صورتی که قصد دارید نهایت لذت را از اجرای بازی‌ها با نمایشگر ۴K گوشی ببرید، توصیه می‌کنیم پاور بانکی به همراه خود داشته باشید.

جمع‌بندی

در حالت کلی می‌توان اکسپریا ایکس‌زد پریمیوم را در میان انبوه گوشی‌های هوشمند موجود در بازار، محصولی خوب با نقص‌های قابل چشم‌پوشی قلمداد کرد. ایکس‌زد پریمیوم به‌ لطف پردازنده‌ی قدرتمند اسنپدراگون ۸۳۵، عملکرد بی‌نقص و سریعی از خود به‌نمایش می‌‌گذارد، نمایشگر ۴K و HDR این محصول، آن را به انتخابی عالی برای تماشای محتوای واقعیت مجازی بدل می‌کند و عملکرد عالی دوربین گوشی در زمینه‌ی عکاسی نیز به همراه قابلیت ضبط تصاویر صحنه‌ی آهسته با نرخ خیره‌کننده‌ی ۹۶۰ بر ثانیه، می‌تواند نظر هر کاربری به این گوشی جلب کند.

[ad_2]

لینک منبع

ترفندهای مهم ویندوز ۱۰ – بروزخبر

[ad_1]

۱۰ ترفندی که هر کاربر ویندوز ۱۰ باید بداند

 

 

 

هنوز هم با‌گذشت زمان از انتشار ویندوز جدید نکات بسیاری وجود دارد که از وجود آن‌ها بی‌خبر هستیم. در ادامه با ۱۰ نکته و ترفند بسیار کارآمد در ویندوز ۱۰ خواهیم پرداخت.

 

سال ۲۰۱۵ سالی بسیار جذاب برای تمامی کسانی بود که منتظر انتشار نهایی ویندوز ۱۰ بودند. مایکروسافت در زمان انتشار قول داده بود تا تمامی مشکلات ویندوز ۸ را در این نسخه مرتفع نماید و تا کنون نیز این کمپانی ما را نا امید نکرده است.

غیرفعال کردن بروزرسانی خودکار

مایکروسافت به سختی تلاش میکند تا کاربرانی که هنوز هم ویندوز‌های ۷ و ۸ را بر روی سیستم خود نصب دارند به ویندوز ۱۰ بروز کند. با این حال این روند بروزرسانی‌ها حتی پس از نصب ویندوز ۱۰ نیز پایان نخواهد یافت و کاربر مجبور است آخرین وصله‌ها و آپدیت‌های موجود برای ویندوز ۱۰ را به صورت خودکار دانلود و نصب کند. این مساله زمانی آزاردهنده خواهد شد که شما حجم فراوانی برای اینترنت خود در اختیار نداشته باشید. برای غیر فعال کردن بروزرسانی‌های خودکار در ویندوز ۱۰ نرم‌افزارهای بسیار زیادی وجود دارد که یکی از آن‌ها Win update disabler است که می‌توانید آن را به صورت رایگان دانلود و نصب کنید.

win-10-update-Disabler

تغییر Power Plan با میانبر‌های خط فرمان

گزینه personalization در ویندوز ۷ یکی از گزینه‌های دوست‌داشتنی در این سیستم‌عامل بود که دیگر از طریق منوی راست کلیک در ویندوز ۱۰ قابل مشاهده و استفاده نیست. این تغییر باعث شده تا دسترسی سریع به برخی تنظیمات کارآمد ویندوز سخت‌تر شود، با این حال میتوانید تنظیمات مربوط به استفاده از انرژی را با وارد کردن دستور powercfg /l در خط فرمان مشاهده کرده و تنظیم مورد نظر خود را با فرمت powercfg /s [THe GUID of the power plan] در خط فرمان وارد کرده و از تنظیمات متناسب با وضعیت خود استفاده نمایید.

میتوانید تنظیم مورد نظر خود را در یک فایل متنی و با فرمت cmd ذخیره کنید تا در صورت لزوم با کلیک کردن بر روی فایل تنظیم مورد نظر به سرعت برای شما فعال شود.

power-plan-GUID

اشتراک‌گذاری پرینتر USB در شبکه

مایکروسافت اقدام به جابه‌جایی گزینه اشتراک گذاری پرینتر‌های USB گرفته است و اکنون پیدا کردن این گزینه بسیار سخت و شاید غیرممکن شده باشد؛ مگر اینکه بدانید باید در کجا به دنبال آن باشید. ابتدا به قسمت Device and Printers رفته و سپس بر روی گزینه see what’s printing کلیک کنید پس از آن همانند تصویر زیر پرینتر خود را در شبکه به اشتراک بگذارید.

win-10-printer-share

مشاهده اولویت‌های اتصال به WiFi

ویندوز ۱۰ با گزینه‌های بسیار زیادی برای شبکه ساخته شده است با این حال این تغییرات در رابط کاربری گرافیکی ویندوز کمتر مشهود است. برای بیشتر قابلیت‌هایی که نیاز دارید و در محیط گرافیکی ویندوز در دسترس نیستند گزینه خط فرمان خودنمایی می‌کند و می‌توانید از خط فرمان برای شخصی‌سازی بیشتر استفاده کنید. اگر می‌خواهید اولویت‌هایی را برای وای‌فای‌های موجود در محل کار و یا خانه خود زمانی که همزمان چند شبکه در محدوده شما موجود است اعمال کنید، می‌توانید از دستورهای نمایش داده شده در تصویر و تنها با تغییر گزینه‌هایی مانند اسم شبکه و اولویت وصل شدن به آن استفاده کنید.

wifi-win-10

متصل کردن و رایت کردن ISO در ویندوز ۱۰

گزینه اتصال و حتی رایت کردن فایل‌های ایزو در ویندوز ۱۰ ناپدید شده است و دیگر پس از انتخاب فایل ایزو نمی‌توانید از آن استفاده کرده یا ایزو را بر روی سی‌دی و حافظه‌ی فلش‌ بدون استفاده از برنامه‌های اضافه رایت کنید. برای استفاده از این قابلیت در ویندوز ۱۰ بدون استفاده از برنامه‌های جانبی موجود برای این‌کار می‌توانید گزینه‌های ناپدید شده را در سربرگ Manage فایل‌منیجر ویندوز پیدا کنید. پس از انتخاب هریک از گزینه‌های mount و Burn تنظیمات بیشتر مربوط به هر دستور نمایان خواهد شد.

Windows-10-ISO-mount

پیداکردن Product Key ویندوز ۱۰

اگر پیش از این ویندوز ۷ یا ۸ داشتید، مایکروسافت به رایگان ویندوز شما را به نسخه ۱۰ بروزرسانی خواهد کرد و در این روند از شما product key دریافت نخواهد کرد. با این حال پس از نصب ممکن است از خود بپرسید که کد ویندوز شما در کجا قرار گرفته است. برای مشاهده این کد می‌توانید از برنامه product key استفاده کنید که به راحتی کد ویندوز نصب شده روی کامپیوتر شما را نمایش خواهد داد.

win10-product-key

کورتانا را وادار به استفاده از گوگل کنید

مایکروسافت در ویندوز ۱۰ دستیار صوتی هوشمند خود به نام کورتانا را اضافه کرده است که می‌توانید به وسیله دستورات صوتی در وب جستجو کنید اما کورتانا علاقه‌ای به استفاده از گوگل ندارد و موتور جستجوی مایکروسافت یا همان بینگ را برای جستجوهای شما مناسب می‌داند. اگر شما هم از استفاده از بینگ لذت نمی‌برید و پس از جستجو به هدف خود نمی‌رسید، می‌توانید به کورتانا بفهمانید که علاقه‌ای به این موتور جستجو ندارید. اگر از کروم برای مرور وب استفاده می‌کنید میتوانید با استفاده از افزونه chrometana این مشکل را برطرف نمایید. برای کاربران فایرفاکس نیز افزونه‌ای مشابه با نام bing-google در فروشگاه موزیلا موجود است که می‌توانید آن را نصب و استفاده کنید.

cortana-bing-google

مشکل نمایش تار نوشته‌ها در ویندوز ۱۰

ویندوز ۱۰ با قابلیت پشتیبانی از قابلیت تنظیم مقیاس برای برنامه‌ها این قابلیت را دارد تا برنامه‌ها در صفحه‌های عریض و نمایشگر‌هایی با اندازه‌ی نامتعارف بهترین نحوه نمایش را در اختیار کاربر بگذارد. اگر با مشکل نمایش تار نوشته‌ها در ویندوز ۱۰ مواجه شده‌اید یک روش برای رفع سریع آن در هر برنامه‌ای که با این مشکل اجرا می‌شود وجود دارد، که مطابق با تصویر زیر و پس از ورود به بخش Properties نرم افزار، قادر به حل این مشکل خواهید بود.

win10-app-blur-text

مشاهده پسورد Wifi-های متصل شده

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در جایی به یک اینترنت بی‌سیم متصل شده باشید در حالی‌که رمز آن را شخص دیگری وارد کرده است. حال اگر نیاز داشته باشید تا این پسورد را در دستگاهی دیگر وارد کنید می‌توانید پس از کلیک روی آیکون وای‌فای، بر شبکه‌ی مورد نظر خود راست کلیک کرده و وارد قسمت wireless properties شوید و در نهایت به سربرگ security رفته و تیک مخصوص مشاهده رمز را فعال کنید.

win10-wireless-properties

بازشدن This Pc به جای Quick Access در فایل منیجر

هنگامی که فایل‌منیجر ویندوز را باز می‌کنید، مستقیماً به قسمت دسترسی سریع راه پیدا می‌کنید. این قسمت یک شاخه‌ی واقعی نیست و بر اساس استفاده شما چندین مورد پر استفاده را برای شما نمایش می‌دهد. اگر می‌خواهید به جای دسترسی سریع مستقیماً به قسمت This PC یا همان My Computer سیستم خود وارد شوید، ابتدا فایل‌منیجر را باز کرده و از قسمت View گزینه Options را انتخاب کنید. سپس به قسمت folder options رفته و همانند عکس زیر قسمت مورد نظر را به This PC تغییردهید.

win10-file-explorer-my-pc

نظرتان در مورد این مطلب بروزخبر چیست ؟

 

منبع: زومیت / بروزخبر

http://www.brozkhabar.ir

[ad_2]

لینک منبع

توتال فرانسه به ایران بازگشت

[ad_1]

توتال فرانسه به ایران بازگشت

 

 

 

اولین و بزرگ‌ترین قرارداد سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه‌ی نفتی بعد از شکستن تحریم‌ها به ارزش ۵ میلیارد دلار با مشارکت توتال فرانسه بسته شد.

 

شرکت توتال فرانسه به‌عنوان صف‌شکن در مقابل سیاست‌های تحریمی، امروز دوشنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۹۶ در جلسه‌ای با مسئولان رده بالای وزارت نفت قراردادی بست که بر اساس آن در مرحله‌ی نخست، سرما‌یه‌گذاری یک میلیارد دلاری در ایران انجام خواهد داد. توافق اولیه این پروژه در آبان ماه ۱۳۹۵ بین دو شرکت ایرانی و چینی انجام شده بود و از آن زمان گفت‌وگوی بر سر جزئیات ادامه داشته است. توتال ۵۰.۱ درصد، چینی‌ها ۳۰ درصد و ایران ۱۹.۹ درصد از سهم این پروژه را در اختیار دارند. توتال پیش از این نیز به همکاری با ایران تمایل داشته است و در سال ۱۳۷۶ در بحبوحه‌ی تحریم‌ها هم برای همکاری با ایران پیش‌قدم بوده است. توتال از سال ۲۰۰۹ در ایران حضور ندارد؛ ولی شرکت سی.ان.پی.سی چین از سال ۲۰۰۴ در بخش انرژی کشورمان حضور دارد و سهم قابل توجهی از این پروژه دارد.

مدیر عامل توتال در مورد حضور این شرکت در ایران اعلام کرده است که شرکت توتال سابقه طولانی در همکاری با ایران در حوزه‌ی انرژی داشته است؛ برای مثال توتال در سال ۱۳۷۶ با سهم ۴۰ درصدی وارد عملیات توسعه فازهای ۲ و ۳ پارس جنوبی شد و در سال ۱۳۷۹ برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی و ساخت یک کارخانه LNG با شرکت نفت ایران قرارداد بست. گفت‌وگوهایی برای امضای قرارداد فاز ۱۱ پارس جنوبی با کنسرسیومی از شرکت‌های خارجی قطعی شده است، شرکت‌های پتروپارس ایران و CNPC چین نیز از دیگری شرکایی هستند که تحت مدیریت توتال فرانسه در این پروژه سهیم هستند.

پاتریک پویان از احتمال واکنش آمریکا در مورد این اقدام خبر داد و گفت:

بازار بزرگ ایران، ارزش خطر کردن یک میلیارد دلاری را دارد و شرکتش از خطرات آگاهی کامل دارد.

بازتاب رسانه‌ای قرارداد توتال با ایران

رسانه‌های دنیا به نخستین قرارداد بزرگ ایران با یکی از مهم‌ترین شرکت‌های حوزه انرژی اروپا در یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های گازی جهان واکنش نشان دادند.

روزنامه دیلی میل در گزارشی نوشت:

وزارت نفت ایران اعلام کرد که توتال فرانسه قراردادی ۴.۸ میلیارد دلاری در حوزه گاز امضا می‌کند. پروژه ۲۰ ساله فاز ۱۱ پارس جنوبی سرانجام به تولید روزانه ۵۰.۹ میلیون متر مکعب (۱.۸ میلیارد فوت مکعب) گاز خواهد رسید.

خبرگزاری رویترز به نقل از یکی از سخنگویان توتال گفته است که بر اساس این قرارداد ۲۰ ساله، تولید گاز از سال ۲۰۲۱ آغاز می‌شود.

خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرد این قرارداد با غول انرژی فرانسوی برای توسعه فاز ۱۱ میدان گازی ایران با حضور وزیر نفت ایران و مدیران شرکت‌های توتال، سی.ان.پی.سی چین و پتروپارس ایران امضا شد.

بلومبرگ نیز از علاقه‌ی شرکت‌های توتال، رویال داچ شل و لوک اویل روسیه به سرمایه‌گذاری در بخش‌های نفت و گاز ایران برای افزایش تولید خبر داد و در خصوص این قرارداد گفت:

 ایران بزرگ‌ترین ذخیره‌ی گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد. مجموع ذخایر ایران بر اساس برآوردهای موسسه تحقیقاتی شرکت BP، معادل ۱۱۸۰ میلیارد فوت مکعب (۳۳ میلیارد متر مکعب) است. از طرف دیگر ایران سومین تولیدکننده نفت در سازمان اوپک است.

 

زومیت / بروزخبر

http://www.brozkhabar.ir

[ad_2]

لینک منبع

اکسس پوینت EnGenius با مدل EWS350AP و ECB600

[ad_1]

اکسس پوینت داخلی و دو بانده‌ی انجنیوس (EnGenius) در مدل‌های EWS350AP و ECB600 به‌تازگی وارد بازار کشورمان شده‌اند که در ادامه نگاهی عمیق بر آن‌ها خواهیم داشت.

شرکت‌های مختلفی در زمینه‌ی تولید تجهیزات شبکه‌ فعالیت دارند؛ اما در این بین شرکت تایوانی EnGenius بیش از یک دهه است که در زمینه‌ی تولید ابزارهای شبکه‌‌ی بی‌‌سیم و دوربُرد فعالیت دارد و چند سالی است که وارد بازار کشورمان شده و از محصولات آن در پروژه‌های ملی متعددی استفاده شده است.

انجنیوس مجموعه‌ای گسترده از دستگاه‌های بی‌‌سیم و مبتنی بر شبکه را برای طیف وسیعی از کاربردها از سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم برای کاربردهای اینترپرایز و سازمانی، شامل تلفن‌های بی‌سیم دوربرد، سرورها و محصولات امنیتی و شبکه‌‌های مش برای شبکه‌های بی‌سیم دیجیتال گرفته تا محصولات مبتنی بر شبکه‌های بی‌سیم برای کاربران عادی ارائه می‌دهد.

شرکت پانا مجموعه‌ای از محصولات برند تایوانی EnGenius را برای استفاده‌ی کاربران و سازمان‌های ایرانی وارد بازار کشورمان کرده است؛ از بین این محصولات، دو نمونه از اکسس‌پوینت‌های بی‌سیم EnGenius با مدل‌های EWS350AP و ECB600 در اختیار زومیت قرار گرفته است که در ادامه مروری بر مشخصات و ویژگی‌های آن‌ها خواهیم داشت.

اکسس‌پوینت بی‌سیم یا WAP یکی از دستگاه‌های سخت‌افزاری مبتنی بر شبکه است که امکان اتصال دستگاه‌های وای‌فای را به شبکه‌های سیمی فراهم می‌کند. اکسس‌پوینت‌ها معمولا به‌صورت دستگاهی مستقل از طریق یک شبکه‌ی سیمی به روتر متصل می‌شوند؛ اما برخی از روترها، این ابزار را در قالب قطعه‌ای یکپارچه داخل خود دارند؛ اکسس‌پوینت ابزاری متفاوت با هات‌اسپات است؛ زیرا هات‌اسپات‌ محلی فیزیکی محسوب می‌شود که در آن دسترسی وای‌فای به یک شبکه‌ی محلی بی‌‌سیم (WLAN) امکان‌پذیر است.

انجنیوس engenius

اکسس‌پوینت داخلی EnGenius EWS350AP

انجنیوس EWS350AP اکسس‌پوینت بی‌سیم قدرتمند داخلی و دو بانده‌ای است که با پشتیبانی از استاندارد ۱۱ac، قادر به دستیابی به سرعت‌ حداکثر ۸۶۷ مگابیت‌ بر ثانیه در باند ۵ گیگاهرتز و سرعت ۳۰۰ مگابیت‌ بر ثانیه در باند ۲.۴ گیگاهرتز است. این دستگاه می‌تواند به‌عنوان یک اکسس‌‌پوینت مستقل یا بخشی از یک راهکار مدیریت شبکه‌ی محلی بی‌سیم از سری نوترون باشد؛ محصولات مدیریت وایرلس از سری نوترون شرکت انجنیوس را می‌توان برای به‌وجود آوردن راهکاری ایده‌آل جهت مدیریت شبکه‌های بی‌سیم در مکان‌هایی مانند هتل‌ها، فرودگاه‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها به‌‌ کار برد. اکسس‌پوینت مورد بحث، به‌ لطف بهره‌گیری از قدرت ۲۶ دسی‌بل میلی‌وات ارسال سیگنال، می‌تواند سیگنال‌ها را از دیوار، کف و سقف عبور دهد.

مشخصات فنی اکسس‌پوینت EWS350AP

مشخصات / اکسس‌پوینتEnGenius EWS350AP
ابعاد (میلی‌متر)۱۶۱.۵۴ × ۱۶۱.۵۴ × ۴۱.۶۶ میلی‌متر
وزن (گرم)۳۶۳ گرم
استانداردIEEE 802.11b/g/n on 2.4 GHz, IEEE 802.11a/n/ac on 5 GHz, IEEE 802.3at, IEEE 802.1r, IEEE 802.1k, IEEE 802.11x
ظرفیت حافظهحافظه: ۱۲۸ مگابایت، حافظه‌ی فلش: ۱۶ مگابایت
آنتنچهار آنتن یکپارچه‌ی ۵ dBi MIMO / آنتن‌های سه‌بعدی سکتوری
امنیت فیزیکیاسلات امنیتی کِنسینگتون
حالت‌های عملکردیاکسس‌پوینت، تقویت‌کننده‌ی سیگنال، توان ۲۶ dBi روی باندهای ۲.۴ و ۵ گیگاهرتز
نرخ دیتای پشتیبانی‌شده (مگابیت‌برثانیه)۲٫۴ GHz: Max 300
۵ GHz: Max 867
۸۰۲٫۱۱b: 1, 2, 5.5, 11
۸۰۲٫۱۱g: 6, 9, 12, 18, 24, 36, 48, 54
۸۰۲٫۱۱n: 6.5 to 300 (MCS0 to MCS15)
۸۰۲٫۱۱ac: 6.5 to 867 (MCS0 to MCS9, NSS=1 ~2)

مهم‌ترین قابلیت‌های اکسس‌پوینت EWS350AP بدین شرح هستند:

انجنیوس engenius

عملکرد بسیار سریع در کاربردهای سنگین کنونی: اکسس‌پوینت EWS350AP با پشتیبانی از استاندارد ۱۱ac، می‌تواند روی باندهای ۵ و ۲.۴ گیگاهرتز، به‌ ترتیب حداکثر سرعت ۸۶۷ و ۳۰۰ مگابیت‌ بر ثانیه ارائه‌ دهد و به این ترتیب گزینه‌ای ایده‌آل جهت استفاده در کاربردهایی با پهنای باند بالا برای چند کاربر باشد.

بهره‌گیری از دو پهنای باند ۲.۴ و ۵ گیگاهرتز جهت افزایش ظرفیت و بهینه‌سازی ترافیک: اکسس‌پوینت EWS350AP به‌ لطف قابلیت پوشش هم‌زمان چندین وایرلس، می‌تواند حداکثر سرعت و بهره‌وری را برای دستگاه‌های فعال در باند‌های ۲.۴ و ۵ گیگاهرتز به ارمغان آورد و برای بهینه‌سازی ترافیک پهنای باند، به‌طور خودکار دستگاه‌های دو بانده را روی باند ۵ گیگاهرتز منتقل می‌کند.

قابلیت ارسال سیگنال‌های قدرتمند با بُرد وسیع‌تر و قدرت عبور از سطوح و موانع مختلف: اکسس‌پوینت EWS350AP به‌ لطف بهره‌گیری از قدرت ارسال سیگنال ۲۶ dBm، نسبت به بسیاری از اکسس‌پوینت‌های ۱۱ac کنونی، بُرد وسیع‌تر و قدرت نفوذ بیشتری ارائه می‌دهد؛ بدین ترتیب می‌توان از آن در ساختمان‌های شلوغ و در کاربردهای سازمانی استفاده کرد.

مدیریت شبکه‌ی داخلی با نرم‌افزار EzMaster: اکسس‌پوینت‌های سری Neutron را می‌توان هم به‌صورت یک اکسس‌پوینت مستقل به‌ کار گرفت و هم می‌توان از آن‌ها به‌عنوان جزئی از سیستم مدیریت شبکه‌ی بزرگ استفاده کرد؛ در این حالت می‌توان به‌کمک نرم‌افزار مدیریت شبکه‌ی EzMaster یا یک سوئیچ کنترلر WLAN آن‌ها را مدیریت کرد.

نرم‌افزار ezMaster‌ قادر به تشخیص خودکار و پشتیبانی از یک تا ۱۰۰۰ دستگاه از اکسس‌پوینت‌ها و سوئیچ‌های انجنیوس است. به‌محض اتصال اکسس پوینت‌های کاربر با نرم‌افزار یادشده، این دستگاه‌ها به‌صورت خودکار با گروه‌هایی هماهنگ می‌شوند که پیش از این در پروژه تعریف شده‌اند و بدین‌ترتیب در انرژی و زمان کاربر صرفه‌جویی می‌شود؛ ضمن اینکه استفاده از تنظیمات تک‌مرحله‌ای و ساده‌ی موجود نیز در استفاده‌ی بهینه‌تر از زمان، سودمند خواهد بود.

انعطاف‌پذیری و مقیاس‌پذیری نامحدود: شما می‌توانید شبکه‌ی خود را بسته به نیازتان گسترش دهید؛ انجنیوس امکان مدیریت هم‌زمان یک تا بیش از ۱۰۰۰ دستگاه از محصولات خانواده‌‌ی نوترون (این دستگاه‌ها می‌توانند روی شبکه‌هایی در مکان‌های متفاوت نصب شده باشند) و ۱۰ تا ۱۰ هزار کاربر، بدون نیاز به وجود کنترلر محلی را فراهم کرده است.

انجنیوس engenius

پیاده‌سازی به‌صورت پلتفرم مدیریت محلی، از راه دور یا مبتنی‌ بر کلاود: قابلیت‌های منعطف EzMaster، قابلیت مدیریت گسترده‌ای را بدون توجه به ابعاد شبکه، موقعیت، زیرساخت، مقیاس و ارائه‌دهنده‌ی خدمات اینترنتی در اختیار کاربر می‌گذارد.

گزارش و آنالیز بسیار واضح: نرم‌افزار مدیریت شبکه‌ی EzMaster‌ قابلیت مشاهده‌ی کامل و واضحی در حوزه‌هایی مانند جریان ترافیک، تقاضا و هم‌بندی شبکه ارائه می‌دهد.

پشتیبانی از انتقال برق از طریق پورت اترنت: اکسس‌پوینت EWS350AP قابلیت تغذیه از طریق پورت شبکه‌ی POE را دارا است؛ بدین ترتیب می‌توان با اتصال اکسس‌پوینت به سوئیچ POE 802.3af از طریق انژکتور گیگابیت PoE انجنیوس، انرژی مورد نیاز آن را تأمین می‌کرد.

دستیابی به مجموع هزینه‌ی مالکیت (TCO) پایین‌تر: با توجه به نبود هزینه‌ی لایسنس اکسس‌پوینت، اشتراک سالیانه یا هزینه‌ی پشتیبانی فنی، به میزان بسیار زیادی در زمان و هزینه‌ی خود صرفه‌جویی خواهید کرد.

EWS350AP اکسس‌پوینت میان‌رده‌ای است که به‌ لطف پشتیبانی از دو باند ۲.۴ و ۵ گیگاهرتز، می‌تواند پاسخگوی نیاز تعداد قابل توجهی از کاربران باشد. این اکسس‌پوینت عملکرد قابل اطمینان و مناسبی از خود به‌نمایش می‌گذارد؛ به‌طوری که در طول استفاده از آن به‌ هیچ‌وجه نیاز به ریست یا راه‌اندازی مجدد نخواهید داشت. راه‌‌اندازی اکسس‌پوینت EWS350AP بسیار ساده است و قابلیت‌های مختلف رابط کاربری آن در دسترس هستند. در بسیاری از نقاط محیطی با مساحت ۲۰۰ متر مربع، قدرت سیگنال وای‌فای دریافتی از سوی این اکسس‌پوینت در حد بسیار خوبی قرار دارد.

اکسس‌پوینت EnGenius ECB600

انجنیوس engenius ecb600

مشخصات فنی اکسس‌پوینت ECB600

مشخصات / اکسس‌پوینتEnGenius ECB600
ابعاد (میلی‌متر)۲۵.۴×۱۳۹.۷×۱۸۸.۹۷ میلی‌متر
وزن (گرم)۴۸۰ گرم
استانداردIEEE 802.11a/b/g/n, 11b/g/n on 2.4 GHz, 11a/n on 5 GHz, IEEE 802.3at/af
ظرفیت حافظهحافظه: ۶۴ مگابایت، حافظه‌ی فلش: ۸ مگابایت
آنتنچهار آنتن یکپارچه‌ی ۵ dBi آنتن چندجهته
حالت‌های عملکردیاکسس‌پوینت، اکسس‌پوینت WDS، بریج WDS، ریپیتر یا تقویت‌کننده‌ی سیگنال
نرخ انتقال اطلاعات (مگابیت‌برثانیه)تا حداکثر ۳۰۰ مگابیت بر ثانیه در هر دو باند فرکانسی

مهم‌ترین قابلیت‌های اکسس‌پوینت ۷۰۸ هزار تومانی ECB600 بدین شرح است:

انجنیوس engenius ecb600

استفاده از دو باند برای افزایش ظرفیت انتقال داده‌ها: فعالیت دوبانده ۸۰۲٫۱۱n در فرکانس‌های ۲.۴ و ۵ گیگاهرتز با حداکثر نرخ ۳۰۰ مگابیت بر ثانیه

توان بالا و پوشش محیطی گسترده: ۲۹ دسی‌بل در فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز و توان ۲۶ دسی‌بل در فرکانس انتقال رادیویی ۵ گیگاهرتز منجر به پوشش دو برابری نسبت به سایر محصولات موجود در بازار می‌شود.

استفاده از SSIDهای مختلف برای کاربران با سطح دسترسی‌های متفاوت: امکان تنظیم ۸ SSID متفاوت ( چهار نام برای هر باند فرکانسی) جهت ایجاد دسترسی‌های متفاوت برای کاربران. هر SSID امکان تگ و سفارشی‌شدن برای یک شبکه‌ی مجازی محلی را دارد تا هر کاربر با سطح دسترسی‌های متفاوت به سطح خاصی از اطلاعات دسترسی داشته باشد.

پشتیبانی از استاندارد ۸۰۲٫۳at/af PoE: امکان ارسال برق از طریق اترنت، یکی دیگر از قابلیت‌های اکسس‌پوینت ECB600 که برای محل‌های فاقد درگاه‌های برق، بسیار کاربردی خواهد بود.

آنتن‌های خارجی قدرتمند: چهار آنتن ۵ دسی‌بل خارجی و چندجهته که ارسال اطلاعات با حداکثر توان را ممکن می‌کنند.

نظارت و مدیریت دقیق و ساده: امکان نظارت و مدیریت پارامتر‌های شبکه با استفاده از نرم‌افزار EZ Controller

انجنیوس engenius ecb600

اکسس‌پوینت ECB600 راه‌حلی ارزان برای ارسال گسترده‌ و بی‌سیم اطلاعات است. این دستگاه توانایی تشخیص باند فرکانسی کاربران را دارد و آن‌ها را برای دریافت بهتر و مؤثرتر داده‌‌ها، به باند فرکانسی مورد نظر ارسال می‌کند. کنترل و بررسی وضعیت شبکه نیز از طریق نرم‌افزار EZ Controller به‌راحتی در دسترس است. البته برخی از کاربران از قطع و وصل شدن مکرر سیگنال‌ها شکایت داشته‌‌اند که البته ما با چنین مشکلی مواجه نشدیم. پیشنهاد می‌کنیم به‌طور پیوسته به تنظیم زوایای آنتن‌ها و محل اکسس‌پوینت بپردازید تا بهینه‌ترین شرایط را به دست آورید. امکان اتصال پرینتر هم به این اکسس‌پوینت در دسترس است تا کاربران بدون نیاز به اتصال با سیم، اقدام به پرینت اسناد مورد نظر خود کنند.

جمع‌بندی

روز به روز شاهد افزایش کاربرد شبکه‌‌های اطلاعاتی هستیم و تجهیزات نوین این بخش می‌توانند ارتقاء قابل توجهی در تجربه‌ی کاربری ایجاد کنند. انجنیوس نیز در همین راستا محصولات متنوعی برای بازه‌ی گسترده‌ای از کاربران کسب و کار کوچک تا شرکت‌های تجاری بزرگ تولید و به بازار عرضه کرده است. اکسس‌پوینت‌های EWS350AP و ECB600 با قابلیت‌های گسترده‌ای اعم از نرخ انتقال بالای اطلاعات، سوییچ خودکار کاربران بین فرکانس‌های کاری مختلف، پوشش محیطی گسترده به‌واسطه‌ی آنتن‌های قدرتمند و نرم‌افزار کنترلی ساده با امکانات متنوع EZ Controller، خود را به‌عنوان گزینه‌ای توانمند معرفی می‌کنند.

[ad_2]

لینک منبع

راز تولد آیفون – قسمت ۲

[ad_1]

داستان تولد آیفون (بخش دوم)

 

 

 

آیفون محصولی بود که ارتباط ما با همدیگر، تکنولوژی و فرهنگ را دگرگون کرد. در این مقاله، بخش دوم داستان تولد این محصول انقلابی را روایت می‌کنیم.

 

در بخش اول مقاله با آغاز داستان، ایده و افراد حاضر در ساخت آیفون بیشتر آشنا شدیم. در ادامه‌ی داستان، با بروزخبر همراه باشید.

 

آنچه از آن نفرت داری، اصلاح کن

 

از استیو جابز گرفته تا جانی آیو تا تونی فادل تا مهندسان، طراحان و مدیران اپل، همه در یک مورد در افسانه آیفون توافق دارند؛ قبل از آیفون، هر کسی در اپل فکر می‌کرد که گوشی موبایل بسیار بد و افتضاح است.

گرگ کریستی که در آن زمان مدیریت بخش رابط کاربری را بر عهده داشت، می‌گوید:

بهترین ویژگی اپل این است که چیزی را که مردم از آن نفرت دارند،‌ اصلاح می‌کند.

پیش از آیپاد، کسی نمی‌دانست که چگونه باید از یک موزیک پلیر دیجیتال استفاده کرد؛ با گسترش نپستر، افراد سی‌دی پلیرهای حجیمی را با خود حمل می‌کردند که پر از آلبوم‌های کپی بود. پیش از اپل II، کامپیوترها، وسیله‌ای پیچیده و دست و پاگیر برای افراد عادی محسوب می‌شدند.

نیتین گاناترا که پیش از کار بر روی آیفون تیم ایمیل اپل را مدیریت می‌کرد، می‌گوید:

حداقل برای یک سال پیش از آنکه پروژه آیفون در خود اپل آغاز شود، ما در مورد اینکه گوشی‌های موبایل چه اندازه مزخرف هستند، صحبت می‌کردیم.

این صحبت‌ها، صحبت‌های خودمانی بود. اما یک حس در اپل وجود داشت که چون اپل توانسته است یک محصول عمده بازار را بهبود داده و در بازار مسلط کند، پس می‌تواند با محصول دیگری نیز این کار را بکند. گاناترا می‌گوید:

در آن زمان ما این‌گونه صحبت می‌کردیم: «ما باید برویم و این بازار (بازار موبایل) را اصلاح کنیم. چرا اپل گوشی موبایل تولید نمی‌کند؟»

تمام پادها را صدا کن

اندی گریگنان ناآرام و بی‌قرار بود. این مهندس همه‌فن‌حریف، چندین سال در اپل و در دپارتمان‌های مختلف و روی پروژه‌های مختلف اپل کار کرده بود. او شخصیتی باابهت و شادمان است، سری کچل و هیکلی مانند یک خرس دوست‌داشتنی دارد. او تقریبا در هر کاری از نرم‌افزار آیپاد گرفته تا نرم‌افزار ویدئو کنفرانس و iChat دست داشته است. او در هنگام ساخت دوربین iSight با تونی فادل ستاره رو به رشد آن روزهای اپل، آشنا شد.

گریگنان بعد از انجام یک پروژه بزرگ (ویژگی داشبورد مک که گریگنان آن را فرزند خود می‌داند)، دنبال کار تازه‌ای می‌گشت. و می‌گوید:

فادل سراغ من آمد و گفت: «دوست داری به آیپاد ملحق شوی؟» ما واقعا چیز جالبی داریم. من پروژه‌ای دارم که واقعا دوست دارم آن را انجام دهم، اما قانع کردن استیو جابز زمان لازم دارد و من فکر می‌کنم که تو برای این پروژه مناسب هستی.

گریگنان پرهیاهو و سخت‌کوش است. او همچنین کمی پرحرف است. گریگنان ادامه می‌دهد:

بنابراین من از کار خود خارج شدم تا روی این پروژه رازآلود کار کنم. در ابتدا کمی روی اسپیکرهای بی‌سیم و دیگر پروژه‌ها کار کردیم، اما سرانجام پروژه شروع به شکل گرفتن کرد. البته که چیزی که فادل در مورد آن صحبت می‌کرد، گوشی موبایل بود.

فادل می‌دانست که جابز کم‌کم به ایده ساخت گوشی علاقه‌مند شده است و می‌خواست که آماده باشد. گریگنان می‌گوید:

ما این ایده را داشتیم: آیا عالی نخواهد بود اگر آیپاد، وای‌فای داشته باشد؟

در سراسر ۲۰۰۴، گریگنان، فادل و دیگر اعضای تیم فادل روی ترکیب وای‌فای و آیپاد کار می‌کردند. گریگنان ادامه می‌دهد:

یکی از نمونه‌های اولیه‌ای که من به استیو جابز نشان دادم، این بود: ما یک آیپاد را شکافتیم و یک قطعه وای‌فای به آن اضافه کردیم. مشخصا این دستگاه چیز چندان جالبی نبود؛ اما ما به سراغ اصلاح نرم‌افزار آن رفتیم.

این همان آیپاد با یک چرخ بود که می‌توانست به‌صورت بسیار آشفته وب را جستجو کند. گریگنان می‌گوید:

شما چرخ را کلیک می‌کردید، شما می‌توانستید روی یک صفحه وب اسکرول کنید و اگر لینکی در صفحه وجود داشت، های‌لایت می‌شد و شما می‌توانستید روی آن کلیک کنید و به صفحه مورد نظر بروید. این اولین بار بود که ما امواج رادیویی را آزمایش می‌کردیم.

این برای اولین بار بود که استیو جابز می‌دید اینترنت روی یک آیپاد وجود دارد. گریگنان می‌گوید:

استیو جابز فورا گفت: «این آشغاله. من این را نمی‌خواهم. من می‌دانم که کار می‌کند. فهمیدم. بسیار ممنون، اما این یک آزمایش چرند است.» تیم اجرایی سعی داشت به استیو جابز بفهماند که تولید گوشی توسط اپل، ایده‌ای عالی است. استیو جابز واقعا راه موفقیت را نمی‌دید.

همه سعی داشتند استیو جابز را قانع کنند گوشی موبایل بسازد

یکی از کسانیکه که سعی داشت استیو جابز را قانع کند، مایک بل بود. بل از کارمندان با سابقه اپل با ۱۵ سال سابقه کار بود که پیش از این در بخش وایرلس موتورولا کار می‌کرد. او معتقد بود که کامپیوترها، موزیک پلیرها و موبایل‌ها به سمت یک نقطه همگرا می‌شوند. او و استیو ساکومن، یک مدیر اجرایی که روی پروژه نیوتون نیز کار کرده بود، ماه‌ها در تلاش بودند تا جابز را قانع کنند تا گوشی بسازد. بل می‌گوید:

ما تمام مدت مشغول قرار دادن ویژگی‌های آیپاد در گوشی‌‌های موتورولا بودیم. این به نظر من پسروی بود. اگر تجربه کاربری آیپاد و دیگر کارهایی را که خودمان انجام داده بودیم کنار هم قرار می‌دادیم، می‌توانستیم بازار را فتح کنیم.

دفاع از این استدلال روز‌به‌روز سخت‌تر می‌شد. جدید‌ترین گوشی‌های با پشتیبانی از MP3 بسیار شبیه آیپاد بودند و روش‌های جدیدی برای تعامل با اپراتورها آشکار شده بود. در عین حال، بل جدید‌ترین طراحی‌های آیپاد جانی آیو را دیده بود.

در ۷ نوامبر ۲۰۰۴، بل ایمیلی به استیو جابز ارسال کرد. او در این ایمیل نوشت:

استیو، من می‌دانم که تو نمی‌خواهی گوشی موبایل تولید کنی، اما ما باید گوشی تولید کنیم. جانی آیو طرح‌های جذابی برای آیپادهای آینده دارد که کسی آن‌ها را ندیده است. ما به‌جای اینکه کارمندان را وادار کنیم که روی گوشی‌های دیگران کار کنند، باید برخی از این طرح‌ها را انتخاب کنیم، کمی نرم‌افزار اپل را نیز برای آن‌ها بهینه کنیم و یک گوشی از آن بسازیم.

جابز فورا با مایک بل تماس گرفت. آن‌ها ساعت‌ها با هم صحبت کردند و جنبه‌ها‌ی مختلف موضوع را بررسی کردند. بل جزییات طرح خود را بیان کرد (البته اشاره به اینکه بازار جهانی موبایل در حال انفجار است، نیز فراموش نشود) و جابز آن را دقیق و موشکافانه بررسی کرد. در نهایت جابز تسلیم شد. جابز گفت:

من فکر می‌کنم که باید گوشی تولید کنیم.

بل می‌گوید:

من، جابز، آیو و ساکومن سه یا چهار روز بعد با هم ناهار خوردیم و پروژه آیفون را آغاز کردیم.

استیو جابز جانی آیو

احیای تبلت اپل

در ساختمان دوم اینفینت لوپ، یک پروژه قدیمی تبلت با نمایشگر لمسی، افتان و خیزان در حال انجام بود. باس اوردینگ و عمران چاودری در حال طراحی یک رابط کاربری مبتنی بر نمایشگر لمسی بودند.

یک روز، باس اوردینگ تماسی از استیو جابز دریافت کرد. استیو جایز گفت:

ما یک گوشی خواهیم ساخت.

سال‌ها پیش، برخی از مهندسان و طراحان اپل نمونه‌های اولیه یک سیستم مبتنی بر نمایشگر لمسی را توسعه داده بودند و پس از آن به سراغ پروژه آزمایشی تبلت Q79 رفته بودند. اما مجموعه مشکلاتی از جمله قیمت گران باعث توقف پروژه شد. اما با یک نمایشگر کوچک و سیستم کاهش‌یافته، Q79 ممکن بود به‌عنوان یک گوشی کار کند. جابز به اوردینگ گفت:

نمایشگر باید کوچک و لمسی باشد. هیچ دکمه فیزیکی نباید وجود داشته باشد و همه چیز باید با نمایشگر لمسی انجام شود.

جابز از اوردینگ که متخصص رابط کاربری بود، خواست یک دمو از یک دفترچه‌ی مخاطبین که به‌صورت لمسی کنترل می‌شد،‌ آماده کند. اوردینگ می‌گوید:

من واقعا هیجان‌زده بودم. من فکر کردم، بله این شاید غیر ممکن باشد، اما تلاش در این زمینه جالب خواهد بود.

او پشت میز کارش نشست و یک قسمت از صفحه نمایش مک خود به اندازه یک گوشی را انتخاب کرد و از آن برای طراحی آیفون استفاده کرد. او و تعداد کمی از دیگر طراحان، سال‌ها در حال آزمایش رابط‌های مبتنی بر نمایشگرهای لمسی بودند و آن سال‌ها، در حال نتیجه دادن بود. اوردینگ می‌گوید:

ما در آن زمان دموهای دیگری داشتیم. یکی از دموها تصویری بود که می‌شد آن را اسکرول کرد. این تقریبا آغاز کار بود.

افکت مشهور که زمانی که به بالا یا پایین صفحه وب می‌رسید، نمایشگر می‌پرد؛ به این دلیل ساخته شد چون اوردینگ نمی‌توانست بگوید  چه زمانی به بالای صفحه رسیده است. اوردینگ می‌گوید:

من فکر می‌کردم که برنامه‌ام کار نمی‌کند، چون سعی می‌کردم اسکرول کنم و اتفاق نمی‌افتاد. من فهمیدم که در جهت اشتباهی اسکرول می‌کنم. بنابراین با خود فکر کردم چگونه می‌توانم کاری کنم که شخص احساس کند به آخر صفحه وب رسیده است؟

این جزییات کوچک که در حال حاضر بدیهی به نظر می‌رسند، حاصل سال‌ها کار روی نمونه‌های آزمایشی بوده‌اند. اوردینگ می‌گوید:

من باید خیلی چیزها را آزمایش می‌کردم و کمی محاسبات ریاضی نیز انجام می‌دادم. همه کارهایی که انجام می‌دادم پیچید نبود، اما باید ترکیب درست را به دست می‌آوردم و این کمی دشوار بود.

در نهایت، اورینگ موفق شد. جابز گفت:

اوردینگ چند هفته بعد با من تماس گرفت و گفت که inertial scrolling کار می‌کند. زمانی که من نوار پلاستیکی، inertial scrolling و چند چیز دیگر را دیدم، با خودم گفتم: «خدای من، ما می‌توانیم از این‌ها یک گوشی بسازیم.»

در اواخر سال ۲۰۰۴، اسکات فورستال به اتاق گرگ کریستی رفت و خبر را به او داد؛ استیو می‌خواهد گوشی تولید کند. او یک دهه برای شنیدن چنین حرف‌هایی انتظار کشیده بود.

کریستی پرشور و بی‌حوصله است؛ او بدنی تپل و چشمانی تیزبین سرشار از پویایی دارد. او در دهه ۹۰ که اپل در سراشیبی سقوط قرار داشت، به اپل پیوست تا روی نیوتون کار کند. سپس اپل را تحت فشار قرار داد تا گوشی نیوتون را نیز تولید کند. کریستی می‌گوید:

من مطمئنا ده‌ها بار این موضوع را تکرار کردم. اینترنت نیز موافق بود. این می‌تواند کار بزرگی باشد: موبایل، اینترنت، تلفن.

حال تیم رابط کاربری او رادیکال‌ترین چالش خود مواجه شده بود. اعضای تیم او در طبقه دوم ساختمان دوم اینفینیت لوپ گرد هم آمدند تا ویژگی‌ها، قابلیت‌ها و ظاهر پروژه تبلت ENRI را گسترش دهند. تعدادی از مهندسان و طراحان در اتاقی که پر از فرش‌های کهنه، اثاثیه‌ی منزل قدیمی، یک دستشویی که آب می‌داد، تخته سفید و پوستر یک مرغ روی دیوار بود، دفتر کاری برای خود دست و پا کردند.

پروژه آیفون از همان ابتدا مخفی‌کاری زیادی داشت

جابز از این اتاق خوشش می‌آمد، چون امن بود، پنجره نداشت و از چشمان فضول در امان بود. جابز از همان ابتدا پروژه جدید آیفون را با مخفی‌کاری زیادی محافظت می‌کرد. کریستی می‌گوید:

حتی افراد بخش نظافت نیز اجازه ورود به اتاق ما را نداشتند؛ چون تخته‌سفید‌های لغزان به دیوار آویزان بودند و تیم ایده‌های خود را روی آن‌ها ترسیم می‌کردند و طرح‌های خوب پاک نمی‌شدند. ما آن‌ها را پاک نمی‌کردیم. آن‌ها به بخشی از مکالمه ما در مورد طراحی تبدیل شدند.

گفتگوی آن‌ها در مورد این بود که چگونه می‌توان رابط کاربری مبتنی بر نمایشگر لمسی را با ویژگی‌های گوشی‌های هوشمند ترکیب کرد.

خوشبختانه، آن‌ها شروع خوبی داشتند. آن‌ها به دموهای تیم ENRI دسترسی داشتند. بعلاوه، عمران چاودری طراحی Dashboard را که پر از ویجت‌هایی همچون ماشین‌حساب، تقویم، سهام، یادداشت و … بود، رهبری کرده بود که می‌توانست برای گوشی‌ها نیز مفید باشد. چاودری می‌گوید:

ایده اولیه برای گوشی این بود که تمام این ویجت‌ها را بتوانید در جیب خود داشته باشید.

بنابراین، تمام ویجت‌ها را به گوشی پورت کردند.

ایده اصلی برای آیکون‌ها تنها در یک شب و در زمان توسعه Dashboard حاصل شده بود. عمران می‌گوید:

این یکی از ضرب‌الاجل‌های دیوانه‌وار استیو جابز بود. او می‌خواست از هر چیزی یک دمو ببیند.

بنابراین او و فردی اژورز، یکی از اعضای جدید تیم رابط کاربری، یک شب طولانی را صرف کردند تا طراحی مستقیم‌الخط آیکون‌ها را برای ویجت‌ها توسعه دهند؛ طرحی که بعدها به استاندارد آیفون تبدیل شد. عمران ادامه می‌دهد:

جالب ‌است، ظاهر آیکون‌های گوشی‌های هوشمند برای دهه‌های آینده، تنها در طول چند ساعت ایجاد شد.

در ابتدا حتی نحوه قرار گرفتن آیکون اپلیکیشن‌ها مشخص نبود

آن‌ها باید کارهای بنیادین را نیز انجام می‌دادند؛ به‌عنوان مثال، زمانی که گوشی را روشن می‌کنید، آیکون‌ها باید چگونه قرار گیرند؟ شاید اینکه آیکون‌های اپلیکیشن‌ها به‌صورت یک شبکه کنار هم قرار گیرند، بدیهی به نظر برسد (معما چو حل گشت، آسان شود!)؛ اما در آن زمان این مسائل حل نشده بود. اوردینگ می‌گوید:

ما روش‌های دیگری امتحان کردیم. به‌عنوان مثال، یکی از راه‌حل‌ها این بود که لیستی از آیکون‌ها داشته باشیم که بعد از آیکون، اسم اپلیکیشن قرار گیرد.

روش فعلی که با نام تخته‌ی پرش (Springboard) نامیده می‌شود، بعدا به‌عنوان استاندارد معرفی شد. اوردینگ می‌گوید:

اصولا آیکون‌ها شبیه چیکلت (نوعی آدامس مربعی شکل با گوشه‌های گرد) شدند. این ایده‌ای عالی و بسیار زیبا بود.

چاودری از تیم طراحی صنعتی درخواست کرد چند نمونه مدل چوبی از آیفون درست کنند تا آن‌ها با استفاده از مدل‌های چوبی، بتوانند اندازه بهینه آیکون‌ها را پیدا کنند.

دموهای چندلمسی نویدبخش بودند و سبک گوشی کم‌کم شکل می‌گرفت. اما چیزی که تیم طراحی نداشت، انسجام و پیوستگی بود؛ تیم طراحی فاقد یک ایده واحد در مورد اینکه گوشی لمسی چگونه باید باشد، بود. کریستی می‌گوید:

ما فقط مجموعه‌ای طرح‌ داشتیم. تکه‌های کوچکی از ایده، شبیه تاپاس (نوعی پیش‌غذای اسپانیایی). یک تکه از این، یک تکه از آن. یکه تکه از لیست تماس، یک تکه از سافاری.

البته که پیش‌غذا جابز را سیر نمی‌کرد؛ جابز غذای کامل می‌خواست. بنابراین از ارائه‌های تیم‌ بسیار ناامید شده بود. کریستی می‌گوید:

در ژانویه سال جدید، جابز خشمناک شد و به ما گفت ما نمی‌فهمیم که چه کاری باید بکنیم.

این تکه‌ها ممکن است عالی بوده باشند؛ اما هیچ چیزی تکه‌های متفاوت را به هم وصل نمی‌کرد؛ تنها توده‌ی درهم و برهمی از نیم‌اپلیکیشن‌ها و ایده‌ها وجود داشت. کریستی ادامه می‌دهد:

به‌مثابه این بود که یک نوشته را به ویراستار بدهید که چند جمله در پاراگراف اول وجود داشته باشد، چند جمله در پاراگراف دوم و الی آخر. اما نتیجه‌گیری وجود نداشته باشد. این کافی نبود. استیو به ما اولتیماتوم داد. او به ما گفت که تنها دو هفته فرصت داریم. این اولتیماتوم در فوریه ۲۰۰۵ بود و ما رژه مرگ دوهفته‌ای را آغاز کردیم.

بنابراین کریستی تیم رابط کاربری را فرا‌خواند و به آن‌ها فهماند که باید در رژه شرکت کنند. کریستی به تیم رابط کاربری گفت:

ساختن گوشی آن چیزی بوده است که من همیشه می‌خواستم انجام دهد. من فکر می‌کنم شما هم دوست دارید که گوشی موبایل بسازید. اما تنها دو هفته فرصت دارید تا شانس خود را برای آخرین بار امتحان کنید و من واقعا می‌خواهم این کار را انجام دهم.

کریستی شوخی نمی‌کرد. کریستی برای یک دهه معتقد بود که رایانش موبایل و گوشی موبایل همگرا خواهند شد. این فرصت نه‌تنها باعث می‌شد که ثابت کند حرفش درست است، بلکه می‌توانست جرقه آن را بزند.

همه اعضای تیم که چندان هم بزرگ نبود، موافق بودند. آن‌ها زیاد کار کردند تا تکه‌های ایده‌ها را به هم بچسبانند و آن‌ها را به ایده کلی بالغ تبدیل کنند. به هر طراحی مسئول این شد که یک ایده را واقعیت ببخشد و تیم دو هفته شبانه‌روز بیدار بود تا بتواند شکل آیفون اولیه را کامل کند. در پایان رژه مرگ، محصولی شبیه یک گوشی کامل از بخش رابط کاربری بیرون آمد. کریستی می‌گوید:

من هیچ شکی ندارم که اگر الان می‌توانستم آن نمونه اولیه را بازیابی کنم و به شما نشان دهم، به‌راحتی آن را به‌عنوان آیفون تشخیص می‌دادید.

در این نمونه اولیه، دکمه هوم، اسکرول‌ کردن و قابلیت مدیریت محتوای چندرسانه‌ای با استفاده از لمس وجود داشت. کریستی می‌گوید:

ما کلیات داستان را به استیو نشان دادیم. ما به او صفحه هوم را نشان دادیم، ما به او نشان دادیم که چگونه تماس برقرار می‌شود، چگونه می‌توان به لیست تماس رفت، چگونه می‌توان از سافاری استفاده کرد. ما تنها چند جمله نگفتیم، ما تمام داستان آیفون را روایت کردیم.

جابز از داستان خوب خوشش می‌آمد. کریستی می‌گوید:

این کار یک موفقیت فوق‌العاده بود. استیو می‌خواست دو بار نمونه را آزمایش کند. هر کسی که نمونه اولیه آیفون را می‌دید، آن را تحسین می‌کرد.

این همچنین به این معنا بود که پروژه فورا محرمانه شد. پس از نشان دادن این دمو، در دو طرف راهروی گروه رابط کاربری در طبقه دوم ساختمان دوم اینفینیت لوپ، دستگاه حضور و غیاب نصب شد. کریستی می‌گوید:

ما کاملا محصور شده بودیم. ما مانند زمانی که زندانبان پس از یک شورش زندانیان، آن‌ها را محصور می‌کند، زندانی شده بودیم.

آیفون اولیه

این همچنین بدان معنا بود که آن‌ها هنوز کارهای زیادی باید انجام می‌دادند. اگر مرحله تحقیقات رابط کاربری را مقدمه و مرحله الگو گرفتن از تبلت را فصل اول بدانیم، پس نمونه اولیه آیفون فصل دوم بود و هنوز فصل‌های زیادی برای نوشتن باقی مانده بود. اما حال که استیو جابز روی این داستان وقت صرف کرده بود، می‌خواست آن را با سبک عالی به بقیه شرکت نشان بدهد. استیو قصد داشت نمونه اولیه آیفون را در جلسه Top 100 اپل نشان دهد. اوردینگ می‌گوید:

Top 100 جلسه‌ای است که هر چند وقت یک‌بار توسط افراد مهم اپل برگزار می‌شود و در آن جهت شرکت مشخص می‌شود.

جابز برای جلسه‌ی Top 100، صد نفر از کارمندان برجسته اپل را دعوت می‌کرد و آن‌ها در Top 100 در مورد محصولات و استراتژی‌های جدید صحبت می‌کردند. برای کارمندان رو به رشد اپل، این جلسه، جلسه شکست یا موفقیت بود. جابز انتظار داشت ارائه‌هایی که در Top 100 انجام می‌گیرد، در حد جلسه رونمایی محصولات باشد. کریستی می‌گوید:

از آن زمان تا ماه می، دشواری‌ها و مسائل دیگری وجود داشت. چه اپلیکیشن‌هایی باید وجود داشته باشند؟ تقویمی که در دست جا بگیرد، چگونه باید باشد؟ آیا باید ایمیل وجود داشته باشد؟ هر قدمی که در این مسیر برمی‌داشتیم، مانند اجرای محتوا در آیتیونز، نمونه اولیه واقعی‌تر و ملموس‌تر می‌شد. نرم‌افزار آیفون به‌عنوان یک پروژه طراحی در راهروی من و توسط تیم من شروع شد.

کریستی نرم‌افزار آیپاد را هک کرد تا طراحان بتوانند درکی از ظاهر اپلیکیشن‌ها روی یک دستگاه داشته باشند. دمو کم‌کم داشت شکل می‌گرفت. اوردینگ می‌گوید:

شما می‌توانستید آیکون‌های اپلیکیشن ایمیل و مرورگر را لمس کنید و آن‌ها تا حدودی کار می‌کردند. این اپلیکیشن‌ها کار نمی‌کردند، اما ایده کلی را می‌رساندند.

کریستی از کلماتی برای توصیف کار کردن تیم آیفون استفاده ‌می‌کند که شاید شما هم حدس زده باشید. کریستی می‌گوید:

این کار، کاری سخت، شدید و جان‌فرسا بود. من برای اعضای تیم هتل کرایه کرده بودم تا لازم نباشد برای رفتن به منزل خود، رانندگی کنند. گاهی اعضای تیم شب را در خانه من به سر می‌بردند. اما در عین حال، مشعوف‌کننده بود.

استیو جابز به‌شدت از نتایج اولیه شگفت‌زده شده بود. به‌زودی، افراد دیگر نیز همین حس را داشتند. ارائه تیم آیفون در جلسه Top 100 یک موفقیت عظیم بود.

 

ادامه دارد…

زومیت / بروزخبر

http://www.brozkhabar.ir

 

[ad_2]

لینک منبع

راز تولد آیفون – قسمت ۱

[ad_1]

داستان تولد آیفون (بخش نخست)

 

 

 

آیفون محصولی بود که ارتباط ما با همدیگر، تکنولوژی و فرهنگ را دگرگون کرد. در این مقاله، داستان تولد این محصول انقلابی را روایت می‌کنیم.

 

اگر در اواسط دهه اول قرن بیست و یکم در اپل مشغول به کار می‌بودید، پدیده‌ای عجیب در حال اتفاق افتادن بود؛ افراد ناپدید می‌شدند. این اتفاق در ابتدا به‌آرامی انجام می‌شد. یک روز یک صندلی خالی می‌دیدید که زمانی متعلق به یک مهندس خبره بود. روز دیگر یک عضو کلیدی از تیم رفته بود. کسی نمی‌دانست که آن‌ها دقیقا کجا رفته‌اند. اوان دول که در آن زمان مهندس نرم‌افزار اپل بود، می‌گوید:

من چیز‌هایی شنیده بودم. معلوم نبود چه چیزی در حال ساخت است؛ اما واضح بود که تعدادی از بهترین مهندسان بهترین تیم‌ها به سمت این تیم مرموز کشیده شده بودند.

اتفاقی که برای مهندسان برجسته افتاد این بود. ابتدا، چند مدیر بدون اعلام قبلی وارد اتاق آن‌ها می‌شدند و در را پشت سرشان می‌بستند. هنری لامیراکس، مدیر بخش مهندسی نرم‌افزار و ریچارد ویلیامسون، مدیر نرم‌افزار، برخی از این مدیران بودند.

یکی از مهندسان برجسته، آندره بوله بود. او تنها چند ماه در اپل مشغول به کار بود. ویلیامسون می‌گوید:

من و هنری به داخل اتاقش رفتیم. ما به او گفتیم: آندره، تو ما را به‌خوبی نمی‌شناسی، اما چیزهای زیادی در مورد تو شنیده‌ایم و می‌دانیم که تو یک مهندس برجسته هستی و ما می‌خواهیم که تو بیایی و بر روی یک پروژه که چیزی در مورد آن به تو نخواهیم گفت، کار کنی. ما می‌خواهیم همین امروز و همین الان این کار را انجام دهی.

بوله ابتدا مشکوک و سپس بدگمان شد. ویلیامسون ادامه می‌دهد:

آندره به ما گفت: می‌توانم کمی در این مورد فکر کنم؟ ما گفتیم: نه.

آن‌ها نه می‌خواستند و نه می‌توانستند جزئیات بیشتری در اختیار او قرار دهند. با این حال، بوله در پایان روز موافقت خود را اعلام کرد. ویلیامسون می‌گوید:

ما این کار را بارها و بارها تکرار کردیم.

برخی از مهندسان از کارشان راضی بودند، جواب نه دادند و در کوپرتینو ماندند. دیگران که مانند بوله به درخواست جواب مثبت دادند، رفتند تا روی آیفون کار کنند و زندگی آن‌ها، حداقل برای دو سال و نیم بعد، دیگر هیچ‌گاه مانند گذشته نبود. آن‌ها نه‌تنها اضافه‌کاری می‌کردند تا تأثیرگذارترین وسیله الکترونیکی نسل خود را تولید کنند، بلکه به‌ندرت کار دیگری انجام می‌دادند. زندگی شخصی آن‌ها از بین رفت و آن‌ها قادر نبودند با هیچ کسی در مورد چیزی که در حال کار روی آن بودند، صحبت کنند. تونی فادل یکی از مدیران ارشد اپل که به ساخت آیفون کمک کرده است، می‌گوید:

استیو جابز نمی‌خواست اگر کسی از اپل رفت، چیزی را آشکار کند. او نمی‌خواست که کسی چیزی بگوید. او فقط نمی‌خواست. او به‌طور طبیعی دچار پارانویا بود.

جابز به اسکات فورستال که رئیس بخش نرم‌افزار آیفون بود گفت نباید با هیچ‌کس که عضوی از تیم توسعه محصول جدید نبود، چه درون اپل و چه در خارج اپل، در مورد محصول جدید صحبت کند. فورستال می‌گوید:

او به دلیل پنهان‌کاری نمی‌خواست که من کسی را خارج از اپل برای کار روی رابط کاربری استخدام کنم. اما او به من گفت می‌توانم هر کسی را از داخل اپل به تیم منتقل کنم.

به همین دلیل، او مدیرانی مانند هنری و ریچارد را برای گردآوری بهترین استعدادها مأمور کرد. او همچنین می‌‌خواست که افراد احتمالی از همان ابتدا اهمیت کار را بدانند. آن‌ها به افراد می‌گفتند:

ما یک پروژه جدید را شروع کرده‌ایم. این پروژه چنان مخفی است که حتی نمی‌توانیم به شما بگوییم چه پروژه‌ای است. ما حتی نمی‌توانیم به شما بگوییم برای چه کسی کار خواهید کرد. تنها چیزی که می‌توانیم به شما بگوییم این است که اگر این پروژه را قبول کنید، بیش از تمام زندگی‌تان سخت کار خواهید کرد. شما باید برای چند سالی که روی این پروژه کار می‌کنید، شب‌ها و آخر هفته‌ها را فراموش کنید.

به‌طور تعجب‌برانگیزی، بسیاری از بهترین استعدادهای اپل برای حضور در پروژه موافقت خود را اعلام کردند. ویلیامسون، مدیر نرم‌افزار، می‌گوید:

صادقانه بگوییم، هر عضو این تیم درخشان بود.

این تیم که از طراحان، برنامه‌نویسان پراستعداد، مدیرانی که سال‌ها برای استیو جابز کار کرده بودند و مهندسانی که هرگز استیو جابز را ندیده بودند، تشکیل شده بود، تبدیل به یکی از برترین و پیشتازانه‌ترین نیروهای خلاق قرن بیست و یکم شد.

یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت اپل این است که تکنولوژی‌اش را برای استفاده، آسان می‌کند. فرایند ساخت آیفون ساده نبود؛ اما بسیاری از مخترعان تیم، این فرایند را مشعوف‌کننده می‌دانستند.

پیش‌بینی‌های فورستال در مورد تیم آیفون درست از آب درآمد. اندی گریگنان، مهندس ارشد آیفون، می‌گوید:

آیفون، عامل طلاق من بود.

دیگر مهندسان و معماران آیفون نیز گفته‌های مشابه را بیان می‌کنند. یکی از آنان می‌گوید: «آیفون چندین ازدواج را نابود کرد.» گریگنان می‌گوید:

این دوران، پرتنش‌ترین و بدترین دوران حرفه‌ای من بود. زیرا تیمی از باهوش‌ترین افراد شکل گرفته بود که مأموریتی ناممکن و ضرب‌الاجلی ناممکن داشت و به آنان گفته شده بود که تمام آینده شرکت به این مأموریت بستگی دارد. این شبیه یک سوپ شوربختی و فلاکت بود. حتی زمان آن وجود نداشت تا پای خود را روی میز بیندازیم و بگوییم این کار روزی شگفت‌انگیز خواهد بود. هر زمان که به دور و بر خود نگاه می‌کردید، فکر می‌کردید که مرگ پروژه نزدیک است.

آیفون اولیه

ساخت آیفون

آیفون زمانی که استیو جابز در سال ۲۰۰۴ پروژه آن را تأیید کرد، آغاز شد. اما دی‌ان‌ای آن مدت‌ها قبل شروع به شکل گرفتن کرده بود. ویلیامسون، مدیر نرم‌افزار، می‌گوید:

من فکر می‌کنم که بسیاری افراد به شکل آیفون نگاه می‌کنند و پیش خود فکر می‌کنند که این شبیه دیگر کامپیوترها نیست؛ اما هست. آیفون دقیقا شبیه دیگر کامپیوترها است. در حقیقت، از نظر نرم‌افزاری بسیار پیچیده‌تر از بسیاری از کامپیوترها است. سیستم عاملی که در آیفون وجود دارد، به پیچیدگی سیستم عامل مدرن‌ترین کامپیوترها است. اما سیستم‌ عامل آیفون تکاملی از سیستم عاملی است که ما در سی سال گذشته توسعه داده‌ایم.

همانند هر محصول فراگیر و سودده‌ دیگر، آیفون چندین داستان تولد دارد. در اواسط دهه اول قرن بیست و یکم، پنج پروژه تلفن یا مرتبط با تلفن در اپل وجود داشت. اما تنها چیزی که می‌توان در مورد تکنولوژی‌های مختلف اذعان کرد این است که آن‌ها از یک نقطه آغاز نمی‌شوند. آن‌ها معمولا از ایده‌ها، مفاهیم و اختراعات مختلف به دست ‌می‌آیند و سپس توسط ذهن‌های ناآرام و بی‌شکیب و انگیزه‌های اقتصادی، جدید می‌شوند. حتی زمانی که مدیران یک شرکت در حال شهادت دادن در محاکم قضایی باشند، نمی‌توانند در مورد نقطه شروع یک تکنولوژی به توافق برسند. فیل شیلر، مدیر ارشد بازاریابی جهانی اپل، در سال ۲۰۱۲ گفت:

بسیاری از چیزها در اپل منجر به توسعه آیفون شد. اول اینکه سال‌ها بود که به‌عنوان سازنده مک شناخته شده بود و مک محصولی عالی بود؛ اما سهم بازار کمی داشت و سپس ما یک محصول موفق دیگر به نام آیپاد داشتیم. سخت‌افزار آیپاد و نرم‌افزار آیتیونز موفقیت آیپاد را تضمین کردند. این موضوع نگرش افراد، چه در داخل و چه در خارج اپل را نسبت به اپل تغییر داد. مردم می‌پرسیدند که اگر شما می‌توانید محصول بسیار موفقی مانند آیپاد بسازید، آیا قادر به انجام کار دیگری هستید؟ و مردم پیشنهادهای عجیبی همچون ساخت دوربین و ساخت ماشین داشتند.

اما یکی از ایده‌ها، ساخت گوشی موبایل بود.

آیپاد اپل

ساز ناکوک؛ عامل موفقیت!

زمانی که استیو جابز در سال ۱۹۹۷ دوباره به اپلِ در حال دست و پا زدن برگشت، تحسین زیادی برانگیخت و با حذف محصولات کم‌فروش و افزایش فروش مک، سود کمی برای اپل به دست آورد. اما اپل تا زمان عرضه آیپاد، به یک نیروی عظیم اقتصادی و فرهنگی تبدیل نشد. آیپاد اولین ورود سودآور به بازار محصولات مصرفی الکترونیکی بود و به نقشه‌ی کلی و تخته‌ی شنای آیفون تبدیل شد. تونی فادل می‌گوید:

بدون آیپاد، آیفونی وجود نداشت.

فادل که رسانه‌ها لقب «پادفادر» به او داده‌اند، نیروی محرکه اپل در تولید اولین محصول اصیل اپل در طول سال‌ها بود و بر ساخت سخت‌افزار آیفون نیز نظارت داشت. بنابراین بهترین فرد برای تشریح پل ارتباطی بین دو محصول است.

فادل یک چهره برجسته در افسانه سیلیکون ولی است؛ اما در داستان اپل، شخص تفرقه‌افکنانه‌ای است. برایان هوپی و جاشوا استریکان، اعضای کلیدی تیم آیفون و از جمله کسانی که در نمونه‌های اولیه آیفون را توسعه دادند، فادل را به دلیل سبک مدیریت متهورانه «انجامش-بده» (یکی از شعارهای فادل این است که فروش یک محصول نباید بیشتر از یک سال طول بکشد) و اینکه یکی از معدود افرادی بود که توانایی مخالفت با استیو جابز داشت، تحسین می‌کنند. دیگران به دلیل اعتباری که فادل برای خود به دلیل نقشی که در آیپاد و آیفون داشته، قائل است، خشمناک هستند؛ برخی او را تونی بلونی (یک شخصیت کارتونی) می‌نامند و یکی از مدیران سابق اپل می‌گوید نباید حتی یک کلمه از حرف‌های تونی فادل را باور کنید. تونی فادل پس از آنکه در سال ۲۰۰۸ اپل را ترک گفت، کمپانی نست را پایه‌گذاری کرد و به فعالیت در حوزه خانه‌های هوشمند پرداخت. گوگل بعدها نست را به ارزش ۳.۲ میلیارد دلار خریداری کرد.

من (نویسنده مقاله) و آقای تونی فادل در رستوران Brasserie Thoumieux در پاریس، محل زندگی فعلی آقای فادل، یکدیگر را ملاقات کردیم. فادل درست سر وقت به رستوران آمد. فادل سری تراشیده، ته‌ریش، چشمان آبی سرد و ژاکتی چسبان داشت. او در گذشته به دلیل سبک سایبر‌پانک، خصلت شورشی و سرشت زودخشم همچون استیو جابز، شهرت داشت. فادل هنوز هم تند و تیز و آتشین بود؛ اما در رستوران با فرانسوی آرام با پیشخدمت‌ها صحبت می‌کرد و او را می‌توان همپوشانی نمودار ون طبقه نخبه پرمدعای پاریسی و غول تکنولوژی جسور و بی‌محابا دانست. فادل در مورد منشأ آیفون می‌گوید:

پیدایش آیفون حاصل سلطه آیپاد بود. فروش آیپاد ۵۰ درصد درآمد اپل را تشکیل می‌داد.

اما زمانی که آیپاد در سال ۲۰۰۱ روانه بازار شد، تقریبا کسی متوجه آن نشد. فادل می‌گوید:

دو سال طول کشید تا آیپاد شناخته شود. آیتیونز نیز تنها برای مک توسعه داده شده بود. سهم بازار آیپاد در آن زمان تنها یک درصد بود.

کاربران برای اینکه بتوانند آهنگ‌ها و پلی‌لیست‌های خود را بارگذاری و مدیریت کنند، نیاز به نرم‌افزار آیتیونز داشتند که فقط و فقط برای مک توسعه داده شده بود. زمانی که فادل به استیو جابز پیشنهاد داد آیتیونز برای ویندوز نیز عرضه شود، استیو جابز به او گفت:

باید از روی جنازه من رد شوی تا آیتیونز را برای پی‌سی عرضه کنی.

با این وجود، فادل یک تیم مخفی تشکیل داده بود تا روی نسخه آیتیونز سازگار با ویندوز کار کنند. فادل می‌گوید:

دو سال از نتایج ناامیدکننده گذشت تا استیو جابز از خواب بیدار شود. سپس موفقیت ما شروع شد و فروشگاه موسیقی به یک موفقیت تبدیل شد.

این موفقیت باعث شد آیپاد در دسترس صدها میلیون نفر قرار گیرد. علاوه بر این، آیپاد چنان از نظر مد روز شیک بود که باعث شد اپل، ردای جذاب بودن بر تن کند. پس از این موفقیت‌ها، فادل در رده مدیران ارتقاء گرفت و نظارت بر محصول جدید را عهده‌دار شد.

آیپاد که در سال ۲۰۰۱ عرضه و در سال ۲۰۰۳ به یک موفقیت تبدیل شده بود، در سال ۲۰۰۴ آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید. گوشی موبایل به یک تهدید تبدیل شده بود، چون می‌توانست فایل‌های MP3 را بخواند. فادل می‌گوید:

سؤالی که پیش آمد این بود که اگر می‌توانستید یک وسیله را حمل کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟ اینجا بود که موتورولا Rokr روانه بازار شد.

موتورولا Rokr

در سال ۲۰۰۴ موتورولا گوشی تاشوی بسیار باریک Razr را تولید می‌کرد که در رده محبوب‌ترین گوشی‌های بازار بود. مدیرعامل جدید موتورولا، اد زاندر، دوست استیو جابز بود که Razr را خیلی دوست داشت و این دو در مورد راه‌هایی که موتورولا می‌تواند با اپل همکاری کند، بحث می‌کردند (اپل قصد داشت در سال ۲۰۰۳ موتورولا را بخرد؛ اما به دلیل قیمت بالا، منصرف شد). اینجا بود که «گوشی آیتیونز» متولد شد. اپل و موتورولا با اپراتور Cingular شریک شدند و گوشی Rokr معرفی شد.

در انظار عمومی استیو جابز با ایده ساخت گوشی توسط اپل، مخالف بود. استیو جابز در سال ۲۰۰۵ گفت:

مشکل گوشی این است که ما حاضر نیستیم برای دستیابی به مشتری، به هر سوراخ و سنبه‌ای برویم. اپراتورها در حال حاضر دست بالاتر را در برابر سازندگان گوشی دارند. بنابراین سازندگان یک جزوه بسیار قطور از اپراتورها در مورد چگونگی ساخت گوشی‌هایشان دریافت می‌کنند. ما این کار را نمی‌کنیم.

منظور استیو جابز از «سوراخ و سنبه»، اپراتورهایی مانند ورایزن و AT&T بود که حرف آخر را در مورد اینکه یک گوشی چگونه می‌تواند به شبکه آن‌ها دسترسی داشته باشند، می‌زدند.

اما در مجامع خصوصی، استیو جابز نگرانی‌هایی داشت. یکی از مدیران سابق اپل که جلساتی روزانه با او داشت، می‌گوید اپراتورها بزرگ‌ترین دغدغه جابز نبودند. او بیشتر نگران عدم تمرکز در اپل بود و هنوز قانع نشده بود که گوشی هوشمند می‌تواند برای همه باشد.

شراکت با موتورولا راهی برای خنثی کردن تهدید موتورولا بود. موتورولا گوشی را می‌ساخت و اپل آیتیونز را برای آن توسعه می‌داد. فادل می‌گوید:

ما با این مسئله مواجه بودیم که چگونه تجربه کوچکی ایجاد کنیم تا افراد هنوز هم مجبور باشند آیپاد بخرند؟ باید مزه آیتیونز را به آن‌ها می‌چشاندیم و گوشی را به یک آیپاد شافل تبدیل می‌کردیم تا آن‌ها به ارتقاء به آیپاد میل پیدا می‌کردند. این استراتژی اولیه بود. خلاصه استراتژی این بود: «چون آیپاد فروش خوبی دارد، پس خودخوری نکنیم.»

به‌محض اینکه همکاری موتورولا و اپل اعلام شد، شایعات زیادی در مورد اپل منتشر شد. حال که آیتیونز به موبایل آمده بود، بسیاری از وبلاگ‌ها پیش‌بینی‌ها در مورد یک موبایل انقلابی را تقویت کردند.

اما در داخل اپل، Rokr انتظارات را برآورده نکرده بود. تونی فادل، یکی از مدیران ارشد اپل که در توسعه آیفون نقش داشت، می‌گوید:

ما می‌دانستیم که چقدر بد بود. آن‌ها کند بودند، تغییرات را اجرا نمی‌کردند و تعداد آهنگ‌ها را محدود می‌کردند.

فادل هنگام صحبت در مورد Rokr می‌خندد. او می‌گوید:

همه این‌ها در کنار هم جمع شدند تا یک تجربه بسیار بد ایجاد کنند.

اما دلیل دیگری باعث می‌‌شد استیو جابز تجربه بد Rokr را تحمل کند. جابز در حال جمع‌آوری اطلاعات از جلساتی بود که با موتورولا و Cingular (اپراتور موبایل که بعدا توسط AT&T خریداری شد) داشت. جابز سعی داشت به معامله‌ای دست یابد تا بتواند کنترل کامل بر طراحی گوشی را در دست داشته باشد. او حتی به این فکر می‌کرد که پهنای باند اختصاصی اپل را خریداری کند و یک اپراتور موبایل مجازی تأسیس کند. اپل این موضوع را با ورایزن در میان گذاشت؛ اما این دو کمپانی نتوانستند به توافقی دست یابند؛ اپراتورها هنوز می‌خواستند کنترل ‌زیادی بر نحوه طراحی گوشی داشته باشند. یکی از مدیران Cingular ایده جدیدی مطرح کرد که ممکن بود برای جابز خوشایند باشد. ایده این بود: «گوشی را به‌صورت انحصاری برای Cingular تولید کنید و ما به شما اختیار کامل در طراحی گوشی می‌دهیم.»

ادامه دارد…

 

 

منبع: زومیت / بروزخبر

http://www.brozkhabar.ir

[ad_2]

لینک منبع

هر آنچه که درباره رنو مگان باید بدانید

[ad_1]

نسل جدید رنو مگان، تا یک ماه دیگر در ایران ثبت نام خواهد شد و به‌زودی شاهد حضور یکی از پرفروش‌ترین محصولات رنو در کشور خواهیم بود. در این مطلب اطلاعات جامعی از ویژگی‌ها و توانایی‌های این خودرو، تقدیم همراهان بروزخبر کنیم.

تاریخچه‌ی حضور رنو در ایران، بیش از هر برند دیگری است و در واقع ورود اولین خودروی تاریخ کشورمان توسط مظفرالدین شاه از بلژیک، کل تاریخ خودروی کشورمان را در بر می‌گیرد. علاوه ‌بر این، سال‌های زیادی پس از پیروزی انقلاب هم مدل رنو ۵ در کنار پیکان، تنها گزینه‌‌ی قابل انتخاب برای مردم بود و طبیعتا به یک نوستالژی تبدیل شد.

پس از حضور بیست‌ساله‌ی رنو ۵ به عنوان یک خودروی ارزان‌قیمت و کامپکت در بازار ایران، فصل جدید همکاری این شرکت با خودروسازان ایرانی، با مدل‌های مگان و لوگان شروع شد. این خودروها از اواخر دهه‌ی هشتاد خورشیدی به ایران وارد و در خط تولید پارس‌خودرو، مونتاژ شدند. طبیعتا، مگان مونتاژ ایران با بدنه‌ی بزرگ‌تر و پیشرانه‌‌های متنوع در مقایسه با لوگان (L90) جذابیت زیادی برای مردم کشورمان داشت و باتوجه به بازار انحصاری و کاملا بسته‌ی خودروهای وارداتی، با استقبال هموطنان مواجه بود.

رنو مگان Renault megane 2006

پروژه‌ی ساخت اولین نسل رنو مگان در سال ۱۹۹۰ مطرح شد و ۵ سال بعد، به خط تولید رسید. این خودرو با فروش خوبی در در اروپا و آمریکای جنوبی مواجه شد و تا سال ۲۰۰۹ در خط تولید کارخانه‌های رنو در آرژانتین و کلمبیا قرار داشت. جالب است بدانید که تا سال ۲۰۰۲، خطوط مونتاژ گسترده‌ی رنو در ترکیه، اسپانیا، اندونزی و بلژیک هم به عرضه‌ی نسل اول مگان با بدنه‌های سدان و هاچبک پرداختند. نسل دوم مگان، بدون اتلاف وقت و در ادامه‌ی تولید نسل اول در سال ۲۰۰۲ معرفی شد. این خودرو علاوه بر فرانسه، تایوان و برزیل، از سال ۱۳۸۶ به خط تولید پارس‌خودرو رسید و موفقیت نسل اول را ادامه داد. مگان ایران با پیشرانه‌های ۱.۶ لیتر، ۱.۸ لیتر و ۲ لیتری عرضه شد؛ اما تنها از نسخه‌ی سدان بهره‌می‌برد و تیپ هاچبک با واردات تعداد بسیار محدود، مورد توجه قرار نگرفت.

یکی از استراتژی‌های خاص رنو در سال‌های اخیر، استفاده از مدل‌های مختلف مگان برای دیگر محصولات این برند است. هرچند تنها نسخه‌ی رسمی مگان در کشورمان، نمونه‌ی ساخت پارس‌خودرو محسوب می‌شود؛ خودروهای اسکالا و فلوئنس هم به نوعی با بدنه و تجهیزات نسل سوم مگان عرضه شدند، اما با قیمتی پائین‌تر در بازارهای غیر اروپائی حضور داشتند.

مدل جدید مگان، نسل چهارم این خودرو محسوب می‌شود؛ ولی در خط تولید رنو فرانسه حضور ندارد. این مدل در یکی از مهم‌ترین کارخانه‌های رنو در شهر بورسای ترکیه تولید می‌شود و از سال ۲۰۱۶، عرضه‌ی جهانی خود را آغاز کرده است. مگان نسل چهارم با ورود به ایران، تنوع محصولات رنو در کشورمان افزایش خواهد داد؛ هرچند توقف عرضه‌ی فلوئنس بسیار محتمل است.

طراحی ظاهری و بدنه

مگان جدید در سه تیپ بدنه‌ی هاچبک، سدان و استیت (استیشن) در بازار جهانی حضور دارد. در سبد محصولات رنو، هاچبک پنج‌در، مدل اصلی مگان محسوب می‌شود؛ اما به احتمال فراوان، نسخه‌ی سدان این خودرو برای بازار ایران جذابیت بیشتری خواهد داشت. با توجه به سابقه‌ی حضور خودروهای مختلف در کشورمان، حضور مگان با بدنه‌ی استیت بعید به نظر می‌رسد.

رنو مگان Renault megane 2017

در‌ ظاهر مگان، زبان طراحی رنو به شکلی کاملا مشابه دیگر محصولات مدرن این برند تقلید شده است. چراغ‌ها و جلوپنجره، تفاوت خاصی با تالیسمان و کولئوس ندارند و حتی می‌توان مطمئن بود که در بخش روشنایی از قطعات کاملا مشترکی استفاده می‌کنند.

در مقایسه با نسل قبلی مگان که ما طراحی ظاهری آن را در ایران با اسکالا و فلوئونس می‌شناسیم، زیبایی خیره‌کننده‌ای در تمام زوایا دیده می‌شود که حالت بی‌تفاوت نسل سوم (اسکالا) و حتی فیس‌لیفت نسل سوم (فلوئنس) را ندارد. این خودرو اسپرت و جذاب به نظر می‌رسد؛ ضمن اینکه در مقایسه با نسل قبلی، حدود ۵ سانتیمتر کاهش ارتفاع و ۴ سانتیمتر افزایش عرض بدنه تجربه می‌کند. ابعاد مگان، شامل عرض ۱.۸۱۴ متر و ارتفاع ۱.۴۴۷ متر است؛ اما طول این خودرو در نمونه‌ی سدان، ۴.۶۳۲ متر و در نسخه‌ی هاچبک، ۴.۳۵۹ متر خواهد بود.

رنو مگان Renault megane 2017

بخشی اصلی زیبایی مگان مربوط به ادوات براق کروم در جلوپنجره است که در کنار افزایش طول کاپوت جلو، پهنای بیشتر سپر و چراغ‌هایی که در دیگر خودروهای دنیا سابقه نداشته‌اند، حس اسپرت و جذاب مگان را کامل می‌کند. علاوه بر این، لوگوی درشت رنو در میان جلوپنجره همراه با خطوط ظریف روی کاپوت، توجه بیننده به نماد سازنده را افزایش می‌دهد. به نظر می‌رسد که چراغ‌هایی با فرم C، امضاء رنو برای محصولات این شرکت تا سال‌ها بعد باشد و الکسی مارتو فرانسوی به عنوان عضو ارشد تیم طراحی رنو، با ابتکار خود ظاهر تولیدات این شرکت را متحول کرده باشد. این ابتکار برای جای‌گذاری نوار LED روشنایی روز هم راهگشا بوده است.

رنو مگان Renault megane 2017

از نمای جانبی، استفاده از نوار باریک کروم در بخش پائین فریم پنجره‌ها، ادامه‌دهنده‌ی خط اتصال کاپوت، از گوشه‌ی چراغ جلو است که هماهنگی طراحی در این بخش را نشان می‌دهد. حجم‌دهی به فرم بدنه با تورفتگی پائین در و برآمدگی قسمت فوقانی گلگیرها شکل گرفته است که در مجموع، چشم‌نواز و قابل قبول محسوب می‌شود. هرچند فرم دستگیره‌ها، سنتی و مثل دیگر خودروهای معمول بازار دنیا است؛ اما از طراحی خاص رینگ‌های اسپرت مگان، نمی‌توان به سادگی گذشت. البته این فرم مدرن و نامتقارن چرخ‌ها، می‌تواند مورد پسند همه‌ی اقشار جامعه نباشد.

رنو مگان Renault megane 2017

در نمای عقب مثل قسمت جلو، شاهد چراغ‌هایی کاملا مشابه تالیسمان هستیم که با فناوری تمام LED تا میان در صندوق ادامه دارد و به لوگوی رنو ختم می‌شود. حجم‌دهی در این قسمت هم به‌خوبی انجام شده است؛ اما کوچک‌بودن شیشه‌ی عقب، می‌تواند بر کیفیت پارک خودرو در نسخه‌های فاقد دوربین، تأثیر منفی داشته باشد. چراغ‌های ترمز مگان، بسیار نزدیک به کف و انحنای زاویه‌ی سپر قرار دارند که یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط در یک خودرو محسوب می‌شود. از سویی دیگر، نزدیکی این چراغ‌ها با اگزوزهای چهارگوش مگان، باعث شلوغی در ناحیه‌ی زیر سپر شده است. به نظر می‌رسد این فرم طراحی، با هدف حجم‌دهی به سپر عقب انجام شده باشد تا با فلز یک‌تکه و خوش‌فرم زیر چراغ‌های اصلی، زیبایی پشت خودرو افزایش پیدا کند.

فضای داخلی و کابین

آنچه مسلم است، مگان یک هاچبک یا سدان کوچک به حساب نمی‌آید و طبیعتا با ابعادی که پیش‌تر اشاره شد، فضایی قابل قبول ارائه می‌کند. علاوه بر این، با توجه به حضور نسبتا موفق مدل کلیو در سبد محصولات رنو، این شرکت موظف به افزایش سایز و امکانات لوکس مگان در مقایسه با کلیو بوده است تا تنوع مناسبی در تولیدات خود داشته باشد.

ورود به کابین مگان، شما را با داشبوردی نسبتا ساده تحت تأثیر قرار می‌دهد که خصوصا در قسمت کنار راننده، با یک نوار کروم تزئین شده است. از گذشته، خودروهای فرانسوی به ظاهر خوب بیرونی و نمای ناامید‌کننده‌ی داخلی مشهور بوده‌اند؛ اما رنو با توجه به محبوبیت و توان مالی بهتر در مقایسه با پژو و سیتروئن، از محصولات ساده و کسل‌کننده‌ی سال‌های قبل فاصله گرفته و این‌بار در کابین مگان، به خودروهای برتر این کلاس نزدیک شده است.

متریال اصلی داشبورد، پلاستیک نرم است که هرچند زیبایی چرم و فلز در محصولات گران‌قیمت آلمانی را به همراه ندارد، قابل قبول به نظر می‌رسد و بهتر از پلاستیک سخت در بسیاری از محصولات کره‌ای بازار ایران محسوب می‌شود. نوار کروم روی در، قاب مجرای هوا و خصوصا دستگیره‌ها دیده می‌شود که حس یک خودروی ارزان‌قیمت را از مگان دور می‌کند. این موضوع در فرم دسته دنده هم وجود دارد.

رنو مگان Renault megane 2017

به تبعیت از تالیسمان و کولئوس، در مگان از کلیدهای پرتعداد و گیج‌کننده خبری نیست و می‌توان به کمک یک نمایشگر عمودی، بسیاری از تجهیزات رفاهی و فنی خودرو را کنترل کرد. فرم قرار گرفتن نمایشگر و قاب آن، چندان جذاب به نظر نمی‌رسد و مسلما می‌توانست بهتر از مدل‌های قدیمی دیگر برندها باشد؛ اما درمجموع جلوه‌ای مدرن به کابین مگان می‌دهد.

مهم‌ترین نکته‌ی مثبت در فضای داخلی مگان، صندلی‌های اسپرت، راحت و خوش‌فرم این خودرو است که خصوصا در ردیف جلو، برای محصولی در این کلاس بدنه و قیمت کم‌نظیر است. از سویی دیگر، طبق سنت مدل‌های ساخت رنو، بخش‌های مختلفی از داشبورد، کنسول و داخل در برای قرار دادن اوراق، نوشیدنی و دیگر وسایل کوچک پیش‌بینی شده که در مجموع، بیش از ۲۵ لیتر است. داخل داشبورد مگان هم به‌تنهایی ۷ لیتر فضا دارد.

صندوق بار در یک خوردوی هاچبک اهمیت بسیار زیادی دارد و مگان پنج‌در با فضای ۴۳۴ لیتر، از این نظر یکی از برترین خودروهای دنیا در کلاس خود محسوب می‌شود. ضمن اینکه در مگان سدان هم صندوق عقب حدود ۵۵۰ لیتر فضای مفید دارد که بیش از ۲۰ لیتر بزرگ‌تر از فلوئنس است.

در مجموع می‌توان به طراحی فضای داخلی مگان نمره‌ی خوبی داد؛ چراکه علاوه بر جادار بودن، نمایشگر ۷ اینچی در نسخه‌ی پایه و ۸.۷ اینچی در مدل‌های بالاتر نیز دارد که همراه تجهیزاتی مثل نورپردازی داخلی با رنگ‌های قابل تغییر، مدرن‌ و قابل قبول خواهد بود.

قوای فنی و پیشرانه

مگان در بازار جهانی با ۶ پیشرانه عرضه می‌شود که سه نمونه بنزینی و سه نسخه، دیزل هستند. نوع استاندارد و بنزینی مگان، ۱.۶ لیتری تنفس طبیعی است که قدرت ۱۱۵ اسب بخار و گشتاور ۱۵۶ نیوتن‌متر به همراه دارد. بیشترین قدرت این پیشرانه که با کد ۱.۶ TCE شناخته می‌شود، در دور موتور ۵۵۰۰ دور بر دقیقه و بالاترین گشتاور آن، در دور موتور ۴۰۰۰ دور بر دقیقه حاصل می‌شود که رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در زمان ۱۱.۵ ثانیه ممکن خواهد کرد. میانگین مصرف سوخت برای این نسخه از مگان، ۶.۵ لیتر برآورد شده است، درحالی‌که در سرعت ثابت بزرگراه، ۵ لیتر و در ترافیک شهری، نهایتا ۸.۵ لیتر خواهد بود. نهایت سرعت این خودرو ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت است و با جعبه‌دنده‌ی دستی ۶ سرعته ارائه می‌شود؛ اما می‌توان آپشن گیربکس خودکار CVT هم برای آن سفارش داد.

رنو مگان Renault megane 2017

این خودرو پیشرانه‌ی ۱.۲ لیتری توربوشارژ رنو را به همراه دارد که گشتاوری مشابه پیشرانه‌ی ۲ لیتری فلوئنس خواهد داشت. قدرت این مدل از مگان که با کد ۱٫۲ TCE شناخته می‌شود، ۱۳۰ اسب بخار و گشتاور آن، ۲۰۰ نیوتن‌متر اعلام شده است که رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در زمان ۱۰.۵ ثانیه را ممکن خواهد کرد. میانگین مصرف سوخت مگان با پیشرانه‌ی ۱.۲ لیتری، ۵.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود؛ درحالی‌که با سرعت ثابت بزرگراه ۴.۷ لیتر و در ترافیک شهری، کمتر از ۷ لیتر خواهد بود. این مدل، با جعبه‌دنده‌ی خودکار ۷ سرعته ارائه می‌شود؛ اما نمونه‌هایی از آن با جعبه‌دنده‌ی دستی و ۶ سرعته نیز در اروپا وجود دارند. نکته‌ی مهم در باره‌ی مگان ۱.۲ TCE، ارائه‌ی نهایت گشتاور از دور موتور ۲۰۰۰ بر دقیقه است که به شتاب‌گیری در دور موتورهای پائین، کمک شایانی خواهد کرد.

سومین و قدرتمندترین پیشرانه‌ی قابل سفارش برای مگان جدید، با تجهیزات سری GT عرضه خواهد شد و با توجه به قیمت بالا، احتمالا در بازار کشورمان حضور نخواهد داشت. مگان GT از پیشرانه‌ی توربوشارژ ۱.۶ لیتری بهره می‌برد که قدرت ۲۰۵ اسب بخار و گشتاور ۲۸۰ نیوتن‌متر به همراه خواهد داشت. بیشترین قدرت این خودرو در دور موتور ۶۰۰۰ دور بر دقیقه و بیشترین گشتاور از دور موتور ۲۴۰۰ دور بر دقیقه تولید می‌شود که رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در زمانی نزدیک به ۷ ثانیه ممکن خواهد کرد. نسخه‌ی GT می‌تواند به نهایت سرعت ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت برسد؛ اما میانگین مصرف سوخت کمتر از ۶ لیتر خواهد داشت و در بزرگراه و ترافیک شهری، به‌ترتیب ۴.۵ و۷ لیتر بنزین مصرف خواهد کرد.

رنو مگان Renault megane 2017

باتوجه به عدم حضور مگان با پیشرانه‌های دیزل، تنها به ذکر این نکته می‌پردازیم که سه نسخه‌ی گازوئیلی مگان، دارای قدرت‌ ۹۰، ۱۱۰ و ۱۳۰ اسب بخار هستند که میانگین مصرف سوخت همه‌ی آن‌ها، کمتر از ۴ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود.

در جدول زیر، خلاصه‌ای از مشخصات فنی مدل‌های مختلف مگان و آستانه‌ی قیمت آن‌ها، قابل مشاهده است.

نوع پیشرانهقدرت (اسب بخار)قیمت در بازار جهانی (دلار)
TCE 1.6۱۱۵۲۱,۰۰۰
TCE 1.2۱۳۰۲۴,۰۰۰
GT 1.6۲۰۵۳۱,۰۰۰

امکانات و آپشن‌های رفاهی

صحبت از تجهیزات یک خودروی وارداتی که هنوز در کشورمان دیده نشده است، می‌تواند چالش‌برانگیز باشد؛ چراکه در سال‌های اخیر شاهد واردات خودروهایی متفاوت از نسخه‌های خارجی در ایران بوده‌ایم. از سویی دیگر، شرکت وارد‌کننده‌ی رنو تا حد زیادی به مشتری‌مداری مشهور شده است و از این نظر می‌توان امیدوار بود که مگان‌های وارداتی، باتوجه به سطح آپشن‌ها و هزینه‌های مربوط به گمرک و مالیات قیمت‌گذاری شوند.

از آپشن‌های ظاهری مگان می‌توان به رینگ‌های جذاب این خودرو اشاره کرد که در نمونه‌ی استاندارد، ۱۶ اینچ و در مدل‌های بالاتر، ۱۸ اینچ خواهند بود. تمامی نسخه‌های مگان با نوار LED روشنایی روز همراه هستند؛ اما مدل‌های بالاتر، از LED در چراغ‌های اصلی هم استفاده خواهند کرد.

asdasd

فعلا ۹ رنگ بدنه برای مگان وجود دارد که شامل سفید براق و ۸ رنگ متالیک سفید صدفی، قهوه‌ای روشن، آبی تیره، خاکستری، قرمز، سیاه و بژ (طلائی) خواهد بود. به‌ نظر می‌رسد ترکیب خاکستری تیره برای داشبورد و مشکی برای صندلی‌ها، تنها گزینه‌ی قابل انتظار برای مگان خواهد بود؛ اما مدل‌های فول‌آپشن مگان از چرم مرغوب ناپا برای صندلی و فرمان بهره‌مند هستند.

همان‌طور که پیش‌تر توضیح داده شد، صندلی‌های ردیف جلو در مگان، طراحی بسیار خوبی دارند که در همه‌ی نسخه‌ها مشترک است؛ اما تمام برقی نیستند و تنها در مدل‌های خاص با ادواتی مثل تنظیم برقی، گرم‌کن داخلی و حتی ماساژور ارائه می‌شوند.

نمایشگر مگان در ۲ سایز ۷ و ۸.۷ اینچ ارائه می‌شود که نوع اول به‌صورت افقی و نوع دوم، حالت عمودی خواهد داشت. نسخه‌ی دوم فناوری انحصاری R-Link در مگان وجود دارد که ارتباط با سرگرمی‌های چندرسانه‌ای و سیستم ناوبری ماهواره‌ای را ممکن خواهد کرد. کار کردن با این نمایشگر، به‌ سادگی یک تبلت است و حتی تغییر مودهای رانندگی و مصرف سوخت از طریق آن انجام خواهد شد. از طریق دکمه‌های روی فرمان نیز می‌توان فرامین مختلفی به این نمایشگر ارسال کرد که شامل قطع یا وصل ارتباط تلفنی، تنظیم مسیریاب ماهواره‌ای و اعمال تغییر بر پخش‌کننده‌ی چندرسانه‌ای خواهد بود. خریداران مگان اروپا تا یک سال، از نرم‌افزار مسیریاب و تشخیص ترافیک تام‌تام نیز بهره‌مند خواهند بود.

رنو مگان Renault megane 2017

تمامی نسخه‌های مگان، از ارتباط تلفن همراه با سیستم سرگرمی‌های خودرو از طریق بلوتوث یا جک ۳.۵ میلی‌متر پشتیبانی می‌کنند؛ اما تعداد پورت‌های USB و خروجی برق ۱۲ ولت در مدل‌های مختلف تفاوت دارد. رنگ‌بندی‌ نور ملایم داخل کابین، می‌تواند از میان ۵ رنگ مختلف توسط راننده انتخاب شود یا با توجه به مود‌های رانندگی که پیش‌تر توضیح داده شد، با توجه به سبک رانندگی تغییر کند. در مدل‌های خاصی از مگان، یک شیشه‌ی باریک در مقابل راننده قرار می‌گیرد که همانند فناوری هدآپ دیسپلی، اطلاعات فنی مورد نیاز را در نزدیکی شیشه‌ی جلو نمایش خواهد داد.

رنو مگان Renault megane 2017

از آپشن‌های جذاب مگان، می‌توان به سیستم استارت بدون کلید اشاره کرد که به دلیل استفاده از یک سوئیچ شبیه به تلفن همراه هوشمند، جذابیت خاصی دارد. درب صندوق در نسخه‌های فول آپشن، با سنسور پا در زیر سپر باز می‌شود؛ اما با فشار دست بسته خواهد شد. پارک تمام خودکار و بدون دخالت راننده نیز آپشنی قابل انتخاب برای راننده خواهد بود که در کنار دوربین عقب، نقش زیادی در آسان‌ کردن فرایند پارک خودرو خواهد داشت.

تست تصادف و آپشن‌های ایمنی

مگان، یک محصول کاملا اروپایی محسوب می‌شود و طبیعتا در تست تصادف بنیاد ایمنی خودروی اروپا (Euro NCAP) قبول شده است. رنو مگان، در سال ۲۰۱۵ انواع تست تصادف این نهاد را با مجموع ۵ ستاره (امتیاز کامل) پشت سر گذاشته که فیلم مربوط به این آزمایش‌ها، در ادامه‌ی این مطلب قابل مشاهده است.

دانلود با کیفیت ۳۶۰p   ۷۲۰p   ۱۰۸۰p

نتیجه‌ی تست تصادف بنیاد ایمنی خودروی اروپا نشان می‌دهد که مگان برای سرنشین بالغ، ایمنی ۸۸ درصد در انواع برخوردها به همراه خواهد داشت، درحالی‌که این میزان برای کودکان، ۸۷ درصد خواهد بود. عابران پیاده نیز در صورت تصادف با مگان، ۷۱ درصد احتمال زنده‌ ماندن خواهند داشت.

نهاد ایمنی خودروهای اروپا به تجهیزات ایمنی و کمّی مگان، امتیاز بسیار خوب ۷۱ از ۱۰۰ داده که به دلیل استفاده از آپشن‌های موسوم به ADAS (مخفف عبارت Advanced Driver-Assistance Systems)؛ در این خودرو بوده است. علاوه بر فناوری پارک خودکار، ترمز هوشمند (AEB) در مواقع اضطراری عمل خواهد کرد و در سرعت‌های ۳۰ تا ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت، با هشدار صوتی، راننده را از احتمال برخورد با موانع مطلع می‌کند.

کروز کنترل هوشمند (ACC) با قابلیت کاهش و افزایش سرعت با توجه به ترافیک در سرعت‌های ۵۰ تا ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت،عمل خواهد کرد؛ ضمن اینکه فناوی تشخیص فاصله با مانع روبرو (Distance Warning: DW) به کنترل سرعت و ترمزگیری در مواقع اضطراری کمک خواهد کرد.

هشدار اجسام در نقطه‌ی کور، سیستم آگاهی‌دهنده به راننده در زمان خروج از لاین، ارتباط مستمر با سیستم ناوبری و اعلام خطر به هنگام تجاوز از سرعت مجاز منطقه‌ای، رادار ۳۶۰ درجه و آخرین سطح فناوری رنو در حفظ تعادل خودرو در شرایط خاص (ESC) مثل ترمزگیری ناگهانی و رانندگی در جاده‌های لغزنده، از دیگر آپشن‌های افزایش دهنده‌ی ایمنی مگان هستند.

ایربگ‌های مگان شامل ۲ عدد کیسه هوای اصلی و ۲ کیسه هوای بالا تنه برای سرنشینان جلو، همراه با دو کیسه هوای پرده‌ای در طرفین پنجره‌ها می‌شوند. علاوه بر این، کمربندهای ایمنی پیش‌کشنده برای ۵ سرنشین مگان در نظر گرفته شده است.

آزمون رانندگی و کیفیت سواری

بیش از یک سال از عرضه‌ی گسترده‌ی رنو مگان در اروپا، آسیا و استرالیا می‌گذرد. با این حساب می‌توان با مراجعه به تجربه‌ی کارشناسان این مناطق، به نکات مثبت و منفی این خودرو پی‌ برد.

رنو مگان Renault megane 2017

پیش‌تر از راحتی و کیفیت خوب صندلی‌ها در مگان جدید صحبت کردیم؛ اما باید به این نکته بپردازیم که این خودرو برای سفرهای طولانی ۵ نفر انسان بالغ و قدبلند، مناسب نخواهد بود. هرچند راننده و دیگر سرنشین جلو از فضای مناسب پا و طراحی فوق‌العاده خوب صندلی‌های ردیف اول رضایت خواهند داشت؛ این موضوع برای سرنشینان عقب صادق نخواهد بود و افرادی با قد بالای ۱۸۰ سانتیمتر، تا حدودی با فضای کم مقابل زانو و نزدیکی زیاد سقف به بالای سر مواجه خواهند شد؛ به‌طوری که در گذر خودرو از دست‌اندازها و سرعت‌گیرهای متعدد امروزی، احتمال برخورد سر با سقف وجود دارد.

درباره‌ی فضای بسیار زیاد صندوق عقب در هر دو مدل سدان و هاچبک، توجه به این نکته نباید فراموش شود که گودی نسبتا زیاد این بخش، یکی از دلایل افزایش حجم آن است. این مطلب شاید در ظاهر جذاب به نظر برسد؛ اما برداشتن بارهای حجیم مثل چمدان‌های بزرگ، کاربر را مجبور به خم شدن و تحمل فشار زیاد به مهره‌های کمر خواهد کرد.

ارتفاع کف این خودرو از سطح جاده نسبتا کم است که سواری استاندارد و حرکت تیز در پیچ‌ها را لذت‌بخش خواهد کرد؛ اما از سویی دیگر، مناسب حرکت در مسیرهای خارج جاده نخواهد بود. خودروهایی با ارتفاع پایین، می‌توانند با اندکی زحمت در سوار و پیاده‌ شدن همراه باشند؛ اما مگان به لطف استفاده از درهای بزرگ، تا حدودی این مشکل را کمرنگ کرده است.

خریداران مگان، می‌توانند از فناوری مولتی سنس (MULTI-SENSE) رنو استفاده کنند که تا پیش از این تنها در تالیسمان و کولئوس دیده بودیم. این سیستم با دکمه‌ای روی فرمان تنظیم می‌شود و امکان مدیریت مصرف سوخت و کنترل بخش‌های فنی خودرو برای راننده را فراهم می‌کند. به عنوان پیش‌فرض، ۵ مود رانندگی عادی، اسپرت، آرام، فعال و اقتصادی برای مگان در نظر گرفته شده است که از طریق فناوری مولتی سنس، قابل تنظیم و فعال‌سازی خواهد بود.

رنو مگان Renault megane 2017

کیفیت رانندگی با مگان، رضایت‌بخش عنوان شده است و حتی در نسخه‌ی دنده‌دستی، با تعویض آرام و کم‌تنش دنده‌ها عمل می‌کند. از نظر ورود صدای ناخوشایند محیط، ناشی از پیشرانه یا فشار هوا بر بدنه‌ی خودرو، می‌توان به کیفیت عایق‌کاری مگان نمره‌ی بسیار خوبی داد. مصرف سوخت بسیار خوب مگان در تمامی مدل‌ها، نکته‌ی مثبت و بسیار مهمی‌ است که نباید فراموش شود. این خودرو در تولید گازهای گلخانه‌ای هم از بهترین پیشرانه‌های دنیا استفاده می‌کند.

در مجموع می‌توان رنو مگان هاچبک و سدان را مناسب یک خانواده‌ی ۴ نفره دانست که حتی در صورت استفاده از نمونه‌ی هاچبک، امکانات بسیار خوبی در اختیار خواهند داشت. این خودرو برای استفاده‌ی شخصی در سفرهای کوتاه‌مدت شهری ایده‌آل است؛ اما برای سفرهای طولانی، با محدودیت‌های در راحتی سرنشینان عقب همراه خواهد بود.

قیمت نهائی و مقایسه با رقبا

چنانچه ارزان‌ترین نسخه‌ی مگان با بدنه‌ی هاچبک، پیشرانه‌ی ۱.۶ لیتری ۱۱۵ اسب بخار و جعبه‌دنده‌ی دستی به کشورمان وارد شود، با توجه به قیمت ۲۱ هزار دلار آن در بازار جهانی، مسلما نزدیک به ۱۵۰ میلیون تومان قیمت خواهد داشت. مگان صندوقدار با آپشن‌های نسبتا کامل و پیشرانه‌ی جذاب ۱.۲ لیتری و ۱۳۰ اسب بخار، ۲۵ هزار دلار قیمت دارد که احتمالا بیش از ۱۸۰ میلیون تومان فروخته خواهد شد. در مجموع مگان جدید، گران‌تر از هیوندای النترا، کیا سراتو و تویوتا کرولا با رقبای قدری همچون هیوندای سوناتا و کیا اپتیما هم‌قیمت خواهد بود. خریداران نسخه‌ی فول‌آپشن مگان هم احتمالا به سمت شاسی‌بلندهای جذاب بازار، مثل توسان جدید و نسل آینده‌ی اسپورتیج جذب خواهند شد.

مسلما کیفیت رانندگی مگان، باید با دیگر خودروهای دنیا در این کلاس بدنه مقایسه شود و قابلیت‌های بالای آن، در برابر هیوندای i30 و النترا مد نظر قرار بگیرد؛ اما سطح توان مالی خریدار ایرانی، معمولا بیشترین تأثیر را بر فروش یک خودروی وارداتی خواهد داشت. با این اوصاف، درصورت ورود مگان و داشتن برچسب قیمتی بیش از ۱۵۰ میلیون تومان، نمی‌توان انتظار فروش خیره‌کننده و استقبال زیاد مردم از آن داشت.

در جداولی که مشاهده می‌کنید، رنو مگان هاچبک با پیشرانه‌ی ۱.۶ لیتری و رنو مگان سدان با پیشرانه‌ی ۱.۲ لیتری توربوشارژ با دیگر خودروهای حاضر در بازار ایران مقایسه شده‌اند. ذکر این نکته حائز اهمیت است که قیمت‌های ستاره‌دار، تخمینی هستند.

رنو مگان هاچبکهیوندا i30کیا ریوتویوتا یاریسآلفارومئو جولیتاپژو ۲۰۸ توربوام‌جی ۳رنو اسکالا ۱۶۰۰
تعداد سیلندر۴۴۴۴۴۳۴۴
حجم موتور (سی‌سی)۱۶۰۰۱۸۰۰۱۴۰۰۱۵۰۰۱۳۶۸۱۲۰۰۱۵۰۰۱۶۰۰
حداکثر توان (اسب بخار)۱۱۵۱۴۵۱۰۹۱۰۶۱۷۰۱۱۰۱۰۷۱۱۵
حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر)۱۵۵۱۷۵۱۳۷۱۴۰۲۴۸۲۰۵۱۳۵۱۵۵
شتاب صفر تا صد (به ثانیه)۱۱.۵۹.۵۷.۵۱۰.۵۷.۵۹.۸۱۰.۵۱۱.۵
نهایت سرعت (کیلومتر بر ساعت)۲۰۰۲۰۰۱۸۰۱۷۵۲۱۵۱۹۵۱۷۰۱۹۵
مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km)۶.۵۷.۵۶.۴۷.۱۵.۷۴.۵۶.۵۶.۸
جعبه دنده۶ سرعته دستی یا CVT۶ سرعته خودکار۴ سرعته خودکار۴ سرعته خودکار۶ سرعته خودکار دو کلاچ۶ سرعته دستی یا خودکار۶ سرعته خودکارCVT
حجم باک بنزین۵۰۵۰۴۳۴۲۶۰۵۰۵۰۵۵
وزن (کیلوگرم)۱۳۶۰۱۴۰۰۱۱۷۰۱۰۹۰۱۳۱۰۹۸۰۱۱۲۰۱۳۰۰
قیمت (میلیون تومان)۱۵۰*۱۳۵*۱۰۸۱۲۵۱۷۰۸۰*۷۰۱۰۵

 

رنو مگان سدانپژو ۵۰۸هیوندای سوناتاکیا اپتیماتویوتا کمریهوندا آکورد
تعداد سیلندر۴- خطی۴- خطی۴- خطی۴- خطی۴- خطی۴- خطی
حجم موتور (لیتر)۱.۲۱.۶۲.۴۲.۴۲.۵۲.۴
حداکثر توان (اسب بخار)۱۳۰۱۶۵۱۸۵۱۷۸۱۸۰۱۸۵
حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر)۲۰۰۲۴۰۲۴۱۲۳۱۲۳۰۲۴۵
استاندارد آلایندگییورو ۶یورو ۶یورو ۵یورو ۵یورو ۵
حجم باک (لیتر)۵۰۷۲۷۰۷۰۶۴۶۵
مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km)۵.۵۵.۸۸.۱۱۷.۹۸.۴۷.۸
جعبه دنده۷ سرعته خودکار۶ سرعته خودکار۶ سرعته خودکار۷ سرعته خودکار۶ سرعته خودکارCVT
حداکثر سرعت (Km/h)۲۱۰۲۰۹۲۳۶۲۳۹۲۰۲۲۱۰
زمان رسیدن به سرعت ۱۰۰ Km/h۱۰.۶۸.۹۸.۴۸.۵۸۷.۵
حجم صندوق بار (لیتر)۵۵۰۴۹۷۴۶۱۴۵۰۴۳۶۴۴۷
وزن (کیلوگرم)۱۴۴۰۱۴۸۰۱۴۷۴۱۶۳۰۱۴۷۰۱۶۰۲
قیمت (میلیون تومان)۱۸۰۱۶۵*۱۸۵۲۰۰۱۹۵۲۱۰

گالری

در پایان این مطلب، علاوه بر گالری تصاویر، دو تیزر رسمی مربوط به معرفی رنو مگان هاچبک و سدان قابل مشاهده است.

دانلود با کیفیت ۳۶۰p  ۷۲۰p  ۱۰۸۰p

دانلود با کیفیت ۳۶۰p   ۷۲۰p   ۱۰۸۰p

[ad_2]

لینک منبع